مشکل فقدان رهبری و سازماندهی معترضین و بن بست یکپارچگی بین مخالفین
چرا ائتلاف بین اپوزسیون شکل نمی گیرد؟
دیماه ۱۳۹۶ ، آبان ۱۳۹۸، تیرماه ۱۴۰۰و اردیبهشت۱۴۰۱ معترضین به وضع موجود و البته با بهانه های گرانی و بحران آب به صحنه آمدند. کشور به دلیل ۴۴ سال سو مدیریت ملاها و سپاه پاسداران در ابر بحران های عمیق غوطه ور است. اما شوربختانه مخالفین نمی توانند از این ابرچالشهایی که مدیریت ضعیف و البته دیکتاتوری جمهوری اسلامی با آن مواحه است استفاده خاصی کنند اگرچه معترضان نسبت به گذشته درس های خوبی فراگرفته اند و نکته مثبت ماجراعدم توجه به عوام فریبان و اصلاح طلبان جهت انحراف اعتراضات است از سال ۹۶ به بعد معترضان دریافتند یکپای شکست آن ها اقدامات مخرب اصلاح طلبان جهت مهار اعتراضات است. اما با اینحال غیر از این موضوع دستاورد مهمی عاید معترضان نشده است. اعتصابات و اعتراضات پراکنده در دستگاههای مختلف دولتی و حتی بخش خصوصی پتاسیل بسیار بالایی جهت گسترش اعتراضات و اعتصابات سراسری است اما متاسفانه یک چالش عمده بسیاری از این اعتراضات جزیره ای را به بن بست و سردی می کشاند. فقدان رهبری و تشکیلات خاص به منظور سازماندهی و هدایت اعتراضات مشکل مهمی در عدم دستیابی به موفقیت معترضین و شکست جمهوری اسلامی است. درطول۴۳ سال عمر نکبت بار جمهوری اسلامی ما ۴ نسل را پشت سر گذاشته ایم . شوربختانه اعتراضات مقطعی هرچند باعث افزایش میزان شجاعت معترضان شده است اما شعارهای پراکنده و همچنین فاقد مطالبات جدی معترضان ازعوامل عدم دستیابی به موفقیت برابر اهریمن جمهوری اسلامی است . در این بین معترضان داخلی به دلیل محدودیت های موجود مطالبات خود را غیر رادیکال مطرح می کنند و این امر نقش اپوزسیون خارج نشین را بسیار پر رنگ می کنند. باعث تاسف است که بعد از ۴۴ سال بجز رسانه های تک نفری و حزبی که برخی هم زود تعطیل شده اند؛ مخالفین ما از یک ابزار ساده برای اطلاع رسانی مخاطبان عاجز بوده اند. تلوزیون های خبری وابسته نیز نه تنها کمکی به معترضان نمی کنند بلکه در مواردی مثل بی بی سی به بازوی تبلیغاتی جمهوری اسلامی تبدیل شده و یا مانند ایران اینترنشنال تخم تفرقه بین گروه های مختلف پراکنده می کنند. دیگر وقت آن است که یک رهبری واحد با منشوری با حداقل انتظارات بین مخالفین شکل گیرد. در شروع کار تشکیل یک کنگره ملی از عموم مخالفین ( خوشنام و راستین ) می تواند به بسیاری از این اختلافات پایان دهد. یکی از عوامل مهم عدم ائتلاف مخالفان؛ نوع حکومت آینده است . دربین ایده های مخالفان یک وجه مشترک بنام استقرار دموکراسی دیده میشود اما جالب اینجاست تا صحبت از حکومت آینده میشود در این بین آنچه نادیده گرفته میشود رای مردم در انتخاب نوع حکومت است و طرفه آنکه برخی مثل شهرام همایون می گوید من رای مردم راقبول ندارم چون ۶ میلیون معتاد بین مردم وجود دارد و رای آن ها قابل خریدن است. الغرض اگر رای مردم و دموکراسی قابل تامل است که دعوا بر سر نوع حکومت در حال حاضر سالبه به انتفاع موضوع است و اساسا اکنون حکومت جمهوری اسلامی پایانی نیافته که ما بر سر نوع حکومت جایگزین به نزاع بپردازیم. بدین ترتیب اگر قصد و غرضی بین مخالفین نیست همین امروز با سه محور زیر:
احترام به دموکراسی ( و رای مردم در انتخاب حکومت و سرنوشت)
احترام به تمامیت ارضی
و و با هدف غایی عبور از جمهوری اسلامی اتحاد خود را اعلام دارند.
دیگر گفتن موضوع تکرار مکررات است که میهن و مردم ستمدیده آن در بحران های عمیق معیشتی و فقر، اقتصاد، بیکاری و تخریب بنیان های فرهنگی، محیط زیست و بویژه آب، و از همه مهم تر نابودی آموزشی جهت تربیت نسل های سازنده ، اعتیاد و …. مواجه است. هر روز تاخیر در جهت اتحاد به منظور براندازی موجب میلیاردها دلار ضرر و زیان جبران ناپذبر برای کشور است.


من فکر میکنم حقوق بشر را باید جایگزین دموکراسی کرد. برداشت مردم از دموکراسی صندوق رای است که دردی از کشورهای استبداد زده دوا نمیکند. ایجاد یک صندوق ملی برای براندازی را نیز باید مد نظر قرار داد چرا که بی مایه فطیر است.
” بنظر من رهبری براندازی بخوبی در در جریان است.”
در مسیر رنسانس ایرانی و مبارزه باید مردم ساخته شوند و نقاب های خائنین به ملت و بیگانگان فرو افتد.
فرض کنید اگر همین امروز مبارزه پیروز شود، آیا دوباره بخشی از مردمی که قدر آن را نمی دانند دنبال جهل و خرافات نخواهند رفت ???
امروز با سال ۹۸ فرق می کند و مردم بیشتری آگاه شده اند، ولی اینکه واقعاً درک کنند که جدال مرگ و زندگی است و آخوند درون را بیرون بیندازند، بنظر من زمان می خواهد.