روشنگری برای هموطنانی که سیاستهای غرب را احمقانه می یابند: متخصصان غربی همه چیز را میدانند، گیر کار در «همه چیز» دیگر است!
نه تنها ایرانیان داخل کشور، بلکه حتی خارج نشینانی که با محافل تخصصی غرب تماس زیادی نداشته اند مکرر از خود و دیگران میپرسند که چرا غرب چنین سیاستهای غیر قابل درکی (نمونه: افغانستان) را پیش میگیرد؟ از طرف دیگر آنها (به درستی) فرض میکنند که در غرب هوش و دانش کافی وجود دارد، و بنابراین به تئوری های توطئه (آنها برای ما شر میخواهند) روی میآورند.
متاسفانه موضوع به این سادگی نیست (حتی بدتر است، وگرنه میشد با تعویض سیاستمداران درستش کرد). به طور خلاصه غرب در دهه های اخیر سیستمی را پذیرفته که در بعد تاکتیکی کمابیش بهینه کار میکند، با این اشکال که اصلا چیزی لایق نام «هدف گذاری استراتژیک» در آن وجود ندارد! جالب اینکه هموطنانی که از همه پر سر و صداتر به سیاستهای غرب میتازند طرفداران پر و پا قرص عوامل این سیاست (اقتصاد بورس محور و نفی هر نوع «ایدئولوژی») هستند…
متخصصان غربی در رشته خودشان به اندازه کافی سر رشته دارند، خودشان هم دلشان خون است، پس این خواسته هموطنان که ما «حقایق را به آنها برسانیم» بی فایده است. گیر کار این است که برای اینکه خط مشی استراتژیک تصحیح شود میبایست در کوتاه و میان مدت هزینه های بزرگ را پذیرفت (مثلا جنگ نه با پروکسی هایی مانند طالبان یا حزب الله، بلکه با کشورهای پشت آنها، و با قدرتهای بزرگتر پشت آن کشورها!)، ولی جامعه آمادگی این را ندارد، «سیاستمداران» هم نمیتوانند پیامهای ناخوشایند به جامعه بفروشند، و فرای اینها خود سیستم ظرفیتش را ندارد!
در هر حال برای اینکه اطمینان حاصل کنید که متخصصان غربی همه واقعیتهای افغانستان را همواره با چشم باز میدیدند و خودشان بیشتر از شما منتقد سیاست غرب هستند حتما مصاحبه کوتاه زیر را ببینید. Bill Roggio از کارشناسان «بنیاد دفاع از دموکراسی ها» است، که خودش هم سابقه خدمت در افغانستان و عراق در یگان تکاوران دریایی را دارد.


اروپایی ها خاورمیانه را مثل کف دست شان می شناسند و بخوبی زیر و بم مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آنجا را بهتر از ما مردم آن کشورها می دانند.
اکنون پرسش اینجاست که ببینید چقدر اینها پلید و عوضی هستند که می دانند عواقب سیاستهایشان باعث کشته شدن هزاران انسان بی گناه میشود. مثلا براحتی از کنار جنایت های طالبان رد میشوند. آنها می دانند که طالبان دختران خردسال را از خانواده ها می گیرند و بعنوان غنیمت جنگی باخود می برند.
آنها می دانند که طالبان زنانی که بدون همراه شوهرشان از خانه بیرون آمده باشند در همان کوچه و خیابان به رگبار می بندند.
اینها را اروپایی ها از قبل می دانستند اما گذاشتند قدرت به دست طالبان بیفتد.
یعنی انسانیت و نوع دوستی و حقوق انسانها را باید گذاشت در کوزه
اشکال اینجاست که اروپایی ها خاورمیانه ای ها را اصلا آدم حساب نمی کنند تا برایشان حقوق انسانی قائل باشند.
آمریکایی ها هم که به خاورمیانه ای ها می گویند سرخ پوست های تو صحرا.
شما ۴ تا ایرانی که در زمان پهلوی ها آپ گرید شدند و تمدن را شناختند را در نظر نگیرید جمعیت اینها نسبت به جمعیت آدم خورهای مسلمان هیچی نیست. خود ایران، کشورهای عربی، افغانی ها و پاکی ها و بقیه جاهای این منطقه آدم خور هایی داره که تو جزیره آدم خورها هم گیر نمی آد.
همین مراسم حسین واجبی که دو روز دیگه شروع می شه را ببینید.
اگر یک اروپایی به آن صداهای ترسناک مداح ها گوش بده و زنجیر زدن های ملت، قمه زدن ها، گل مالاندن به سر و صورت مثل زامبی ها، گریه های غیر طبیعی و تو سر و صورت زدن های ملت را نگاه کنه که می کنه، به نظر شما چقدر به ما رای آدم بودن می ده؟ آخه کجای این رفتارها مذهبی یا نرماله تا انتظار داشته باشیم کشورهای دیگه ما را نرمال و آدم حساب کنند؟
خودشون هم مذهب دارند ولی لباس شیک و تمیز می پوشند می رن کلیسا دو تا آهنگ با موزیک می خونند و تمام شد رفت پی کارشون. مال ما چی؟
همانجور که خودتون می دونید خارجی ها الکی به هیچکس احترام نمی زارند مگر آن شخص را لایق احترام ببینند. کدام رفتار و اخباری که از ایران به خارج مخابره می شه قابل احترام و ارزشه؟
خدا وکیلیش حق دارند. بهترین راه حل کشورهای مسلمان، کشوری چند بمب اتمی است ولی متاسفانه تشعشعات اتمی بقیه جاها را هم آلوده می کنه.
اروپایی ها و آمریکایی ها نه قیم ما هستند و نه نسبت به ما مسئولیتی دارند. همین که ما را به کشورهای خودشون راه می دن خودش خیلی عجیب و قابل تقدیره. عجیبه چون اگر قضیه برعکس بود و قرار بود ما آنها را راه بدیم تک تکشون را راه نمی دادیم هیچ سر همه شون را می بریدیم و به زنهاشون روزی صد بار تجاوز می کردیم.
۲۰