شعار بس است! حداقل پشتیبانی مالی کنیم، مسعود نقرهکار
نیاز مالی مبارزان آزادیخواه و عدالت جو در داخل کشور و خانواده آنان، به ویژه در شرایط سخت اقصادی که تورم و گرانی، بیکاری، فقر و کمبود مایحتاج اولیه زندگی بیداد میکنند، نیازی حیاتی ست. سرکوب، زندان، محرومیتها و محدودیتهای اجتماعی بسیاری از خانوادههای زندانیان سیاسی و عادی، کارگران اعتصابی، بازنشستگان، مال باختگان، فعالان مدنی و صنفی دیگر گروههای اجتماعی سبب شدهاند تا این عزیزان در سختی و تنگنا به سر برند و توان تامین نیازهای اولیه معیشتی خود و فرزندانشان را نداشته باشند. برخی از آنان بی خانمان شدهاند، کار به جایی کشیده شده که به گفته یکی از افراد این خانوادهها: ” باز اقلا جای شکرش باقی ست که مرد خانواده سقفی دارد”، که منظور او سقف زندان است!. بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی پول خرید مایحتاج اولیه خود را در داخل زندان ندارند. بسیاری از فعالان سیاسی، مدنی و کارگری فاقد توان خرید یک کامپیوتر و تلفن دستی قابل استفاده، به عنوان ابزارهای مهم ارتباطیشان هستند. و این همه در شرایطی ست که ثروتمندان ایرانی در داخل و خارج از کشور، حتی در سطح میلیاردرها و میلیونرها، دَم از وطن دوستی و آزادی میزنند و خود را وطن پرست و آزادی خواه مینمایانند.
در خارج از کشور فراوانند کسانی که به ظاهر از فقر و گرسنگی مردم و اسارت وطن در چنگال اهریمن میگویند، مینالند و میخوانند در حالیکه پارتیهای صد هزار دلاری و حتی میلیون دلاری به پا میکنند بی آنکه کوچک ترین کمک مالی به کسانی که رنج و دردشان خمیر مایه کارهای ثروت اندوزشان شده، کرده باشند. کافی ست گشتی میان بساط برخی از سلبریتیها و متمولان ایرانی بزنید تا بینید چه حد ادعاها و ترانهها و سروصداها و نمایشگریها فقط به راه سرکیسه کردن مردم، زینت المجالسی، و شعار و خالی بندی ست.
از وطن پرستی و آزادیخواهی گفتن در حالیکه حتی جُربزۀ و گشاده دستیِ کمک مالی به خانوادههای زندانیان سیاسی و عادی، کارگران اعتصابی، فعالان جنبش زنان، بازنشستگان، معلمان و… نداشتن، بیهوده گوئی ست. امروز این خانوادهها و مبارزان حتی باحداکثر ۳ میلیون تومان ماهانه برای گذارن زندگی خود و فرزندانشان قانعاند، بله ۳ میلیون تومان یعنی ماهانه حدود ۱۵۰ دلار.
چه باید کرد:
۱- در داخل کشور فعالان جنبش سیاسی و مدنی و صنفی، و بسیاری از شخصیتها و چهرههای فرهنگی و هنری و ورزشی میتوانند مجدانه به این مساله فکر وعمل کنند. نه با نگاهی ” سیاسی” که بسیاری متاسفانه از آن گریزانند، حتی با نگاه به وجه انسان دوستانه و خیر خواهانه این امر مهم را باید گوشزد کرد و از مردم دعوت کرد ازخانواده زندانیان سیاسی و عادی و اعتصاب کنندگان به هر شکلی که میتوانند حمایت کنند. برپائی صندوقهای کمک به مبارزان و خانواده آنان، به ویژه ” صندوق حمایت از اعتصاب کنندکان” بخشی از فعالیتهای مدنی و صنفی ست و میباید از سوی فعالان کارگری و یا هر صنف دیگری شکل بگیرد، برپائی ” صندوق ها”ئی که به عنوان وجهی مهم از مبارزه صنفی و عامل همکاری و اتحاد کارگران یا گروههای اجتماعی دیگر مطرح است، اما میدانیم با توجه به شرایط سرکوب وحشیانه وکنترل حکومتی و نیز سطح رشد مبارزه صنفی و مدنی در میهنمان این کار، به ویژه در گسترهای فراگیر سخت و تا حدودی غیرممکن است. با اینحال از تلاش در راه تحقق این خواست نمیباید منصرف و نومید شد.
۲- در خارج از کشور صندوق حمایت مالی از مبارزان داخل کشور و خانواده آنان میباید سالیان پیش ایجاد میشد، اما هنوز دیر نیست، این صندوق میباید با اتکا به ایرانیان تبعیدی و مهاجر بر پا شود. در حال حاضر به طور پراکنده به برخی از خانوادهها و مبارزان کمک میشود اما این امر میباید با برنامه و به گونهای وسیع تر عملی شود، معنای این سخن این نیست که کمکهای کوچک و پراکنده به امید دستیابی به یک برنامه ریزی و طرح دقیق و کارآ قطع شود، نه، تا هنگامی که این امر برنامه ریزی نشده کمکها به هر شکل و طریق و هر مبلغ میباید ادامه و افزایش یابد. برای کمک مالی نمیباید منتظر تحقق طرحهای بزرگ و کامل بود، در این مسیر میباید فکر و کار کرد اما کمکها به هر شکل، حتی کوچک و محدود نمیباید متوقف شوند.
همگان میدانیم حساسیت رژیم به کمک رسانی به مبارزان و خانوادههای آنان به این خاطر که اهمیت سیاسی، مدنی و روانی این اقدام را درک کرده است بسیار زیاد است، بنابراین رعایت مسایل امنیتی و اطلاعاتی برای پشتیبانی مالی حیاتی ست، اما این به این معنا نیست که ما به آنچه که رژیم میخواهد تن دهیم، یعنی عدم انجام این کار، فقط میباید سراغ ساز و کارهای مناسب رفت، سازوکارهائی که وجود دارند و تاکنون، هر چند محدود، عمل کرده و در حد خود مؤثر بودهاند.
کمک مالی به خانواده زندانیان سیاسی، کارگران اعتصابی و فعالان جنبش سیاسی، مدنی و صنفی اعتماد آنان به مبارزان خارج کشور و اپوزیسیون داخل کشور و بخشی ازمردم را بیشتر میکند، صحبت فقط بر سر رفع نیازهای حیاتیِ معیشتی نیست، همین که مبارزان و خانوادههای آنان حس کنند و دیده شود که اپوزیسیون خارج از کشور و همه تبعیدیان و مهاجران به آنها فکر میکنند و به دنبال حل مشکلات آنها، نه در حرف که درعمل هستند دلگرم میشوند و این تاثیر روانی به سزائی در ادامه مبارزه از سوی آنان دارد. زندانیان و اعتصاب کنندگان وقتی دریابند که بیرون از زندان و در میان مبارزان و مردم پشتیبانانی دارند که از آنان و خانوادههایشان حمایت میکنند و به فکر آنها هستند با پشت گرمی و امید بیشتر به مبارزه ادامه میدهند و رنج اعتصاب و زندان و شکنجه را با آرزوی رهایی تحمل میکنند.
میزان آزادیخواهی و وطن دوستی مان را در عمل نشان دهیم، در این راه اگر از پول مان نگذریم، مطمئن باشید به وقت انجام کارهای اساسی تر و مهم ترهم دَبه خواهیم کرد. اگر پول مان را در این راه هزینه نکنیم معنایش این خواهد بود که ادعاها حرف مفت است و بس!
منبع: گویانیوز


من به این مطلب تو گویا منفی دادم. نمیدونم این چه مرگیه که خیلی ایرانی ها دارند که از یک طرف مطلب رو با “ای ایرانی هایی که در خارج پارتی میرید و….” شروع کنی و بعد خودت در مقام “پیر دانا” به بقیه پند اخلاقی بدی!
تازه این دکتر روانشناس یا روانپزشک این مملکته.
به قول مرحوم شوهر عمه ام:
آخوند هم از سر این ملت زیادیه!