به تله افتادن یکی از جنایتکاران رژیم
برای اولین بار از زمان روی کار آمدن رژیم جنایتکار اسلامی در ایران، به همت و پشتکار دو ایرانی ارزنده یعنی ایرج مصداقی و کاوه موسوی، یکی از عوامل اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت شناسایی و به دادگاه کشانیده شد.
حمید عباسی یکی از عوامل کشتار زندانیان سیاسی در سوئد دستگیر شد.
درمورد میمنت و نیکویی این اقدام، مطالب و گزارشات گوناگونی نوشته شده است اما من در اینجا میخواهم از فرصت استفاده کنم و به نکته ای کلی تری بپردازم.
ما هشتاد میلیون جمعیت ایرانی هستیم. شاید حداکثر ده- پانزده درصد این جمعیت به این رژیم وابسته هستند ولی بقیه این حکومت را قبول ندارند و آرزو می کنند روزی شر این رژیم پلید از سرزمین ایران کنده شود. چرا این پنجاه شصت میلیون نفر تاکنون راه به جایی نبرده اند و هر روز شاهد نابودی میهن و هموطنان شان هستند؟
مشکل ما ایرانیان این است که اینقدر که حرف زدن بلدیم، اهل عمل نیستیم. منتظریم یکنفر یا یک گروه پیشقدم شوند و کاری را انجام بدهند بعد بجای اینکه آنها را لااقل حمایت لفظی کنیم، شروع به ایراد گرفتن کارهای آنها می کنیم. آنهم نه فقط ایراد گرفتن خشک و خالی بلکه بصورت تخته گاز علیه آن شخص یا گروه شروع به تخریب می کنیم.
شما ببینید کاری که ایرج مصداقی و کاوه موسوی کردند، کاری است که اضطراب و نگرانی را در میان وابستگان رژیم از آینده خود در دل آنها انداخته و در واقع یکنوع فشار و تضعیف روحیه در میان مزدوران رزیم محسوب میشود.
خب، همین یک قلم برای این دو ایرانی کافی است که بگوییم وظیفه شان را در قبال ایران اشغال شده انجام داده اند.
اما اگر همه ما به اندازه این دو نفر و به اندازه توانایی مان احساس مسئولیت میکردیم و کاری را انجام میدادیم، کشور ما الان در شرایط بسیار منفاوتی بود.
مهم نیست نتیجه دادگاه چه میشود، مهم این است که این دو ایرانی شریف نشان دادند که برای تغییر سرنوشت ایران، باید اقدام عملی کرد. حرف زدن و نق زدن راه به جایی نمی برد.
هر کدام از ما باید از خود بپرسیم برای رهایی ایران و مردم گرفتار شده ان چه کاری انجام داده آیم و یا چه کاری میتوانیم انجام بدهیم. اگر کسی اهل نوشتن است باید بنویسد. اگر امکانات رسانه ای دارد باید صدای مردم باشد و نه بلندگوی طرفداران رژیم. اگر کسی در میان ما هست که در کار وکالت هست باید پرونده های کیفری علیه این جنایتکاران در دادگاههای کشورهای غربی باز کند. اگر در میان ما کسی هست که هنرمند است باید هنرش را در خدمت رهایی مردم بکار گیرد.
خلاصه اگر هریک از ما گوشه ای از این کار بزرگ میهنی را بعهده گیرد و حتی یک قدم عملی در راه نجات ایران بردارد، آنوقت خواهیم دید که همدلی و همبستگی و امید آنچنان در میان توده های مردم جان می گیرد که پیروزی و سربلندی دوباره به این کشور باز خواهد گشت.


الان صحبتهای این هفته ایرج مصداقی رو تو تلویزیون میهن در مورد عملیات دستگیری این …. (زبان قاصره) گوش کردم. در آخر گفت: این فقط انجام وظیفه بود!
https://youtu.be/hO7UVoYAw1A
البته من فکر نکنم جمهوری اسلامی ساکت می نشیند و نظاره گر محاکمه یکی از جنایتکاران خود میشود. همین امروز فردا چند نفر دو تابعیتی را در فرودگاه تهران دستگیر می کند و به گروگان می گیرد.
البته این بار جدا باید از روی “نعش” ایرج مصداقی رد بشن تا سر این مورد هم بامبول در بیارن!
در مورد توریست های سوئدی هم کاملا موافقم. هر چی توریست سوئدی تو ایران و منطقه هست هر چه سریعتر باید از تیررس رژیم خارج بشند.
یا مثل کاظم دارابی در آلمان در جریان میکونوس که به حبس ابد محکوم شده بود در یک معامله سیاسی معاوضه می شود.
شکی نیست ایرج مصداقی و دوستانش کاری عظیم در دستگیری حمید نوری انجام دادند. کوچکترین کاری که در حمایت از ایرج مصداقی میتونیم بکنیم اینه که کتابهاش رو بخریم. اگه دوستان کار دیگری هم به نظرشون میرسه زیر همین لینک بگن.
نمیخوام کار فعالین دیگر خارج از کشور رو بی ارزش کنم ولی ۲ نفری که در یک دهه گذشته کارهای عملی قابل توجهی انجام دادند (البته هر کدوم در زمینه کاری خودشون) یکی ایرج مصداقی و دیگری مسیح علینژاد هست. نکته تاسف آور اینه که این دو به جای اینکه پشت همدیگه باشند سایه همدیگه رو با تیر میزنند!
حالا این وضع اتحاد اپوزیسیون بین دو فرده, دیگه ببین دو گروه که بخوان اتحاد کنن داستان چیه!