الگوی خامنه ای سوریه است نه کره شمالی
اینقدر که گروه موسوم به اصلاح طلبان نگران سقوط جمهوری اسلامی هستند، خامنه ای و مشاورانش نیستند.
حرف اصلاح طلبان و کراواتی های خارج نشین آخوندها این است که اگر انتخابات را رقابتی میکردید و فضا را کمی باز میکردید، ما راحتتر می توانستیم در جهان بگوییم که جمهوری اسلامی برآمده از خواست مردم است و شما باید به خواست مردم ایران کنار بیایید.
اما خامنه ای بر این باور است که ما اگر کمی شل کنیم، تا آخر ما را می برند. ما باید مثل بشار اسد و پدرش حافظ اسد باشیم. قدرت را محکم بچسبیم و مخالفان را بدون درنگ بکشیم. هر وقت هم که احساس کردیم اوضاع بحرانی است و قدرت مان در خطر سقوط است پای روسیه را به میان می کشیم.

ایران هرگز کره شمالی نمیشود چون تاثیرات حکومت پهلوی در ایران آنقدر عمیق هست که محال است آخوندها موفق شوند ایرانیان را در پشت مرزهای آهنین محبوس کنند و از آنها زامبی و موجودات بی هویت بسازند.
خامنه ای میگوید مناسبات جهانی طوری است که بشار اسد با آن همه جنایت را هنوز کشورهای جهان بعنوان رئیس جمهور سوریه برسمیت می شناسند، بطور قطع رئیس جمهور ما را هم برسمیت خواهند شناخت. شما خیال می کنید اگر رئیسی با حداقل آرای مردم انتخاب شود، اروپایی ها به دیدارش نخواهند آمد؟


ملاجان، به نظر من اگر هم «کره شمالیزیشن» ایران ناممکن باشد تنها به این علت است که در ایران آنقدر معتاد و مفتخور داریم که الگوی «اردوگاه کار» به مشکل اجرایی بر میخورد!
درست است اگر از زاویه دیگر هم بخواهیم نگاه کنیم ایران، حتی سوریه ای هم نمیشود چون در سوریه بالاخره آزادی پوشش و بی حجابی و رقص و آواز هست که محال است آخوندها زیر بار آن بروند.
خاک تو سرت بهنود
متاسفانه رژیم اسلامی تا حالا علیه مردم ایران صد در صد موفق بوده و مردم و مخالفینش همیشه بازنده.
حقیقت تلخه ولی کاریش نمی شه کرد.
دنیا رژیم اسلامی را حاکم بر ایران ولی ضعیف می خواهد دقیقا همانجوری که هست.
سه کشور باید نابود می شد که شد، عراق، سوریه و ایران. سرنوشت ایران سوریه نیست چون اروپا برای چند میلیون آواره ایرانی جا ندارد.
سرنوشت ایران شبیه به کوبا و کره شمالی خواهد بود. یک رژیم فاسد و ضعیف که ثروت یک کشور ثروتمند را بین چندین قدرت دنیا یعنی چین، روسیه و اروپا تقسیم خواهد کرد تا ذخایر ایران به پایان برسد. وقتی ذخایر تمام شد و آب و خاک و حتی مردم ایران را هم فروختند چیزی که باقی می ماند گداستانی فقیر، خشک و ذلیل است که به درد لعنت شیطان هم نمی خورد چه رسد به درد حکومت کردن. کار و حرفه مردم هم فحشا، مواد مخدر. جنایت و آدم کشی خواهد بود و لولیدن در لجن و کثافت یکدیگر.
ایرانی ها حتی همین الانش هم برای مرگ خود و فرزندان خود حاضر نیستند لباس جنگ به تن کنند. مردم ما برای دزدی، خیانت، فحشا، تن فروشی، آدم فروشی و وطن فروشی صف می بندند ولی برای حتی مرگ خود، کشور خود و فرزند خود تره هم خرد نمی کنند. چند تا اعتراض و جوک اینترنتی و بعد فراموشی ملی تا فاجعه بعدی در هفته دیگر.
ملت ما نعشه و بی غیرت و در کل مسلمان شیعه شده اند یعنی کسانی شده اند که به هیچکس و هیچ چیز حتی خودشان هم رحم نمی کنند. همه ما شده ایم اهل تقیه، کلاه برداری، دزدی، خیانت و فحشا. یک چنین ملتی را فردایی نیست. اینها محکوم به انقراضند.
اگر می توانیم خیانت و جنایت یک چنین حکومتی را برای ۴۳ سال تحمل کنیم و علیه شان به جنگ برنخیزیم پس ما مثل همانهایی شده ایم که بر این کشور حاکم هستند.
اگر ما زندگی در این حد از حقارت را بر مرگ ترجیح نمی دهیم بدون شک از این بیشتر هم نصیبمان نخواهد شد.
حقیقت تلخه ولی کاریش نمی شه کرد.
خیلی دقیق توضیح دادی. البته من الگوی کوبا رو نزدیکتر میدونم. فرهنگ شرق آسیایی ها مورچه و زنبور ملکه و کارگر رو میتونه تحمل کنه ولی فرهنگ ایرانی شل و ول بازی رو میپسنده. کوبایی که به قول یکی از دوستان با ۵ دلار دختره پدرش رو میفرسته برای پسره سیگار هم بخره. پایان دوران نفت و لزوم جنگ شیع و سنی وخشکسالی و آواره های احتمالی ایرانی فروپاشی ایران وضعیت آینده ایران رو توضیح میده.