محمد رضا شاه پهلوی مثبتترین شخصیت تاریخ صد ساله اخیر ایران
میزان سنجش یک کاراکتر مثبت و در اصطلاح سینمایی “قهرمان” در یک فیلم، شخصیت شرور و منفی در داستان است هرچه آن شخصیت پلیدتر و ضد قهرمان تر باشد، شخصیت اصلی یا قهرمان نمود بیشتری پیدا میکند که در صورت عدم بازیگری مجرم و تبهکار، فیلمنامه یکسره نامفهوم خواهد بود. ماجرای انقلاب اسلامی با هزاران کاراکتر منفی و شخصیت ناپاک و پلید و نه حتی خاکستری، باعث شد که مردم شخصیت و چهره محمدرضا شاه را پس از سالیان دراز درک کنند.
در آن روزگار معیار و میزانی برای سنجش خوب و بد دنیای سیاست در دست مردم (کم مطالعهی) ایران نبود، خیال میکردند که روزگار همین است درکی از جنگ و دروغ و فتنه و تباهکاری و تورم نداشتند. گمان میکردند که رفاه و آسایش و تمام جنبههای یک زندگانی سالم را هر حاکمی دو دستی در خانههایشان تحویل میدهد. تا اینکه خمینی و دنبالههای متعفنش در ایران ظهور کردند…
به قول سعدی گرانمایه: قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید


زندگی شاه فقید ایران نماد هوش، وجدان، وطن پرستی و مظلومیت بود و انقلاب ایران نماد ذات ایرانی ها بود که در تاریخ ثبت شد.
شاهی که دلش نمی خواست از سوئیس برگردد و بالاجبار به تخت سلطنت نشاندنش. شاهی که افکارش دهه ها سال از زمان خودش جلوتر بود و غیرت و عشقی که به مملکتش داشت در تاریخ معاصر ایران به جز پدر بزرگوارش نظیر نداشت.
معلوم نیست مردم ایران از انقلاب ۵۷ چیزی یاد گرفته باشند یا نه. شواهد نشان می دهد جواب منفی است و چیز زیادی حالیشان نشده چون تغییر فرهنگ محسوسی در آنها دیده نمی شود.
ولی اگر هیچ چیزی از این انقلاب یاد نگرفته باشند یا اگر هم یاد گرفته اند فوری فراموش کنند یک چیز را نباید هرگز از یاد ببرند.
خوردن نمک و نمک دان شکاندن بلایی سرشون می آورد که هرگز نخواهند توانست کمر راست کنند.
ایرانی ها کلا قدرنشناسی و خیانت را زرنگی می بینند ولی امیدوارم تا حالا نتیجه زرنگی را خوب فهمیده باشند که به خاطر همین زرنگی و مفت خوری از وعده آب و برق مجانی از کجا به کجا رسیدند و برای سقوطشان هنوز ته و آخری دیده نمی شود چون هنوز در حال سقوط آزادند.
شخصا تعداد زیادی ایرانی در مسیر زندگی دیدم که اینگونه رفتار کردند و هر وقت محبت و کمکی بهشان شد جواب آن را بسیار زننده دادند.
امیدوارم این فرهنگ عوض شود چون اگر به دوستانمان و دستی که بهمان غذا می دهد لگد بزنیم و در مقابل دشمنان قسم خورده مان زانو زده و دستشان را ببوسیم و میلیونی به تشییع جنازه هاشون برویم زندگی خواهیم داشت که جهنم در مقابل آن بهشت برین خواهد بود همانجوری که الان زندگی در ایران از هر جهنمی بدتر است.
جفا به دوست و خدمت به دشمن زرنگی نیست چون این رفتار ماورای مرز حماقت و بی شعوری است جوری که حد این خریت را هیچکس نمی تواند تعیین کند.