زن کشی ــ عذرخواهی شهر«لیر» بلژیک به خاطر چندین قتل در دوره «ساحره کشی»
شهر لیر بلژیک «Lier» در قرن شانزدهم میلادی صحنه اعدام و سوزاندن چندین زن بود که به اتهام «ساحره بودن» به قتل رسیدند. اکنون پس از ۴۳۰ سال از آخرین اعدام یک زن به اتهام ساحرگی، شهرداری لیر عذرخواهی خواهد کرد. پژوهشگران سرشناسی نشان داده اند که موج ساحرهکشی در واقع ابزاری برای سرکوب زنان بوده است.

رادیو زمانه- آخرین مورد اعدام زنی به جرم ساحرهبودن در لیر در اواخر قرن شانزدهم در سال ۱۵۹۰ رخ داد. کتلین وان دن بلوکه، زنی ۴۰ ساله و مجرد، زیر شکنجه به ساحرهبودن اعتراف کرد. او را به بازار بزرگ شهر کشاندند، خفه کردند و سوزاندند.
همین کار را با مادر کتلین کرده بودند. مادرش هم به جرم ساحرهبودن اینچنین به قتل رسید. در مورد کتلین ماجرا این بود: یک اسب مریض شد و یک خانه در آتش سوخت. مردم گفتند حتماً کار کتلین است. این زن ۴۰ ساله را ۲۰ سرباز دستگیر کردند و سپس زیر شکنجه شدید او را واداشتند که اعتراف کند با شیطان رابطه جنسی داشته و ساحره است.
محل اعدام کتلین در بازار مرکزی شهر لیر هنوز مشخص است اما تا چندی قبل روی سنگ مربوط به آن فقط نوشته شده بود: «سنگ ساحره. بنا به سنت محل سوزانده شدن آخرین ساحره در لیر را نشان میدهد». پس از کارزار چندین زن برای اعاده حیثیت از کتلین و پذیرش مسئولیت این زنکشیها، شهرداری لیر قرار است ۲۰ ژانویه رسماً از محاکمههای منجر به اعدام چندین زن در این شهر به جرم ساحرگی عذرخواهی کند.
آمار دقیقی از شمار موارد آن در لیر منتشر نشده. اما در اروپا بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۷۰۰ و با توجیهات مذهبی دوران «تفتیش عقاید» حدود ۶۰ هزار تن به جرم ساحرگی اعدام شدند. قریب به اتفاق زن بودند، چندتایی مرد و کودک هم وجود داشت، و اغلب سوزانده میشدند.
سیلویا فدریچی در کتاب «کالیبان و ساحره» ظهور ساحرهسوزی را به قیامهای دهقانی اواخر قرون میانه مربوط میداند که بسیاری از آنان را زنان رهبری میکردند.

ایزابل پرز مولینا، استاد مطالعات زنان در مرکز تحقیقات زنان دانشگاه بارسلونا نیز ساحرهکشی را مستقیماً وسیلهای برای سرکوب زنان پس از دورهای از شکوفایی در اواخر سدههای میانه میداند. پرز مولینا مینویسد:
«در دوران سدههای میانه، پیش از نهادیسازی حرفهها و دانشگاهها و دولتهای محلی، زنان در تمام حوزهها مشغول بودند: آنها دهقان بودند، آموزگاران حرفههای مختلف بودند، دامدار، مادران روحانی، نویسنده بودند، و خودشان را وقف حوزههای مختلف دانش از جمله برخی رشتههای “علوم” در تعریف آن زمان میکردند. “علم” برای زنان این دوره در حوزه پزشکی متمرکز شده بودند. زنان از محدودههای تحمیلشده بر آنها در الگوهای جنسیتی مسلط فراتر رفتند و به معضلی برای فئودالها و الیت مردان پدرسالار بدل شدند».
او سپس ساحرهکشی در آغاز رنسانس را چنین تبیین میکند:
«در طی رنسانس، جریان زنستیز اواخر قرون میانه سلطه پیدا کرد و به دورهای از ارتجاع برای زنان در تمام حوزهها راه برد. در همین دوران جنگ برای کنترل مردانه بر دانش و علوم نیز به راه افتاد و سختتر شد. ساحرهکشی در همین زمان آغاز شد.»
به گفته ایزابل پرز مولینا، هر زنی که در هر حیطهای مستقل میبود، یک نامزد «ساحرهبودن» میشد. او مینویسد:
«مفتشان بر این باور بودند که زنانی که خارج از کنترل مردانه هستند … عناصر نگرانکنندهای برای نظم مستقر جامعه هستند. و این طیف وسیعی بود: زنان مجرد، زنان بیوه، زنان فقیر، پیرزنان، زنان ماخولیایی، زنان طبیب سنتی، …»
آمارها نشان میدهد که قریب به اتفاق قربانیان ساحرهکشی را زنان تنهای فقیر ــ مجرد یا بیوه ــ تشکیل میدادند.
این تاریخچه باعث شده که گروههای از فعالان زنان در اروپا به دنبال دادن اعتبار به لفظ «ساحره» به عنوان یک لفظ مبارزهجویانه باشند. عکس زیر مربوط به شعار تظاهراتی در حمایت از زنان در پاریس است:

پیش از این هم شهرهایی در اروپا به دلیل قتل زنان به جرم ساحرگی عذرخواهی کرده اند.
۲۳ دسامبر ۲۰۲۰ کلیسای شهر آیشاشتات در باواریا بالاخره به خاطر قتل ۴۰۰ زن به جرم ساحرگی عذرخواهی کرد و قول داد که پلاکی در یابود آنها در کلیسای محلی بگذارد.
سال گذشته نیز نخستین سالی بود که روز ۱۰ اوت در آن به عنوان روز جهانی علیه ساحرهکشی گرامی داشته شد.


اکثرا نمیدانند که حدود نیمی از این (تقریبا) ۶۰ هزار نفر مربوط به آلمان است. ضمنا زنان ۷۵ درصد بودند، بقیه مردان (کودکان هم مستثنی نبودند).
این داستان را اگر بخواهیم بنویسیم هفتاد من کاغذ شود. بخش عمده ای از آن هم صرفا مذهبی نبود، بلکه به ثروت و قدرت بر میگشت. به عنوان مثال در شهر بامبرگ اعضای شورای شهر موی دماغ حکومت (محلی) شده بودند، تک تک گرفتند و انقدر شکنجه کردند که عجیبترین اعترافات که به عقل جن هم نمیرسد از خودشان در آوردند، بعدش هم کشتند.
اواخر موتور اصلی این جریان مصادره اموال محکومان بود.
اگر بخواهیم بنویسیم بیشتر از «کرامات آخوندهای» ملا میشود؛ از این نظر آموزنده است که مردم متوجه شوند این بامبولها جدید نیستند و عمدتا هم به عامل «قدرت» باز میگردند…
در جریان حملات مسلحانه افراد ناشناس در شهر کابل افغانستان دو قاضی زن کشته شدند.
باید همه ملاها و آخوندهای جنایتکار را که باعث این جنایات هستند را اعدام کرد.