بهره گیری هوشمندانه رژیم تروریستی از سازمان های بین المللی
رژیم تروریستی اسلامی در ایران بارها و بارها نشان داده که پایبند به مقررات بین المللی نیست زیرا ماهیتا جهان غرب را استکباری و نظام سلطه می پندارد. بخاطر همین است که در روز روشن گروگان گیری می کند، در کشورهای اروپایی ترور می کند، هزاران انسان بی گناه را در خیابان ها به رگبار می بندد، زندانیان را شکنجه و اعدام می کند و در منطقه جنگ افروزی و ایجاد تنش می کند.
کارهای این رژیم دقیقا همسان کارهای داعش و طالبان و بوکوحرام است اما برخلاف گروههای یادشده، جمهوری اسلامی در عین انجام عملیات تروریستی و آدمکشی طلبکار هم هست و از فرصتها و خلا های موجود در محافل بین المللی و رسانه های خارجی حداکثر بهره برداری را هم می کند.
مثلا شما ببینید. قاسم سلیمانی یک جنایتکاری بود که هم در کشتار مردم ایران شرکت داشت و هم دستش به خون هزاران هزار سوری و عراقی آلوده بود اما وقتی به درک واصل شد، فشار تبلیغاتی بسیار شدیدی در محافل غربی علیه کشته شدن او صورت گرفت بطوری که حتی برخی از سناتورها و نمایندگان دمکرات امریکا نیز آنرا محکوم کردند.
دقیقا همین اتفاق درباره کشته شدن محسن فخری زاده درحال روی دادن است. رژیم پرمدعا و بی شرم و حیا کار را به جایی رسانده که به کشورهای همسایه، اتحادیه اروپا، دبیرکل سازمان ملل و غیره زنگ می زند و از آنها میخواهد دربرابر این اقدام موضع گیری کنند و آنرا محکوم کنند.(بی شرفها حتی کار را به شورای امنیت کشانده اند)
یکی نیست بگوید آخه بی پدر مادرها شما که خودتان مجامع و محافل بین المللی را قبول ندارید و آنها را جزو نظام استکباری میدانید چگونه انتظار دارید که علیه اسرائیل همه نوع دشمنی بکنید اما توقع دارید اسرائیل هیچ کاری به شما نداشته باشد و اگر ضربه ای به شما زد فورا شکایت تان را به محافل صهیونیستی ببرید؟؟
مثل همان کاری که در دادگاه لاهه کردید. در دادگاه لاهه رفتند از امریکا شکایت کردند که وضع تحریم های امریکا نقض پیمان دوستی بین امریکا و ایران است که در زمان شاه امضا شده بود!!
خلاصه کلام این است که خلا های موجود در نظام بین المللی باعث شده است که رژیم یاغی و تروریستی اسلامی اینچنین از آن سواستفاده نماید. جهان نیازمند تغییرات بنیادین است بطوریکه ماهیت سازمان ها و مناسبات موجود تغییر اساسی کند. در حال حاضر سازمان ملل و موسسات اقماری آن تبدیل به مضحکه ای بی خاصیت شده که عده ای از طریق آن به نان و نوایی می رسند.


ملا جان، مرسی از مقاله خوب شما؛ همانطور که قبلا هم عنوان کردم این اوباش و همطویله ای های اینها از «دموکراسی» بر ضد «دموکراسی» استفاده میکنند.
ملا جان این بی چشم و رویی اینها به یک طرف اما فکر میکنم اگر دست روسیه و چین زیر سر اینها نبود و با قدرت نفوذ خودشان کارها را برای اینها راه نمی انداختند کسی این اراذل و اوباش را به .. هم حساب نمیکرد.
مساله دیگه اینه که اینهمه مخالف خارج از کشور داریم. چرا اینها تا حالا نتوانستند به صورت دسته جمعی (یا حتا فردی) در رسانه ها و سازمانهای خارج از کشور حضور موثری داشته باشند؟ همه شدند “تحلیلگر سیاسی”. اونهم فقط در مدیای فارسی!
در عوض رژیم تا جایی تو خارج نفوذ کرده که تحقیقات جعلی از طریق دانشگاه مریلند منتشر میکنه. واقعا این اپوزیسیون (که خودم هم یکیش هستم) گند زدیم. فقط منتظریم اسرائیل یا آمریکا یک کاری بکنند, یا رژیم خودش یک گندی بزنه, و ما هورا بکشیم! تازه این وضعیت کسانی هست که آمریکا و اسرائیل ستیز نیستند. اپوزیسیون اسرائیل/آمریکا ستیز که عملا یار-تو-دلی رژیم هستند!
یکی از بزرگترین شانسهای رژیم همین مخالفان است که نه اهل عمل هستیم و نه دستمان به جیبمان میرود. آن چند تائی هم که اهل عمل است آنقدر فخش میدهیم و تهمت میزنیم تا از … خوردن خودشان پشیمان شوند. فعلا نیمی از این اپوزیسیون در حال فحش دادن به دکتر محمد ملکی است که معلوم شده در سال 57 انقلاب کرده و شاه را از این ملتی که عاشقانه دوستش داشت گرفته و خمینی جاش گذاشته.