خسرو گلسرخی ریشه مذهبی داشت، اما چپ را به درستی نمیشناخت
خسرو گلسرخی مثل صدها جوانی بود که حکومت پهلوی آنها را عصبانی کرده بود؛ با رفتارهای غیر قابل توجیه و فشارها و فسادها، اینها فطرت پاکی داشتند، اما از دست شاه وخانوادهاش عصبانی بودند، البته خسرو ریشههای مذهبی داشت، اما شناخت جامعی از چپ نداشت، خیلی از جوانهای چپگرا، چپ را به درستی نمیشناختند؛ چون اساسا منابع قوی و درستی هم برای شناخت چپ در ایران نبود، تعدادی ترجمه بود که از دهه ۱۳۲۰ منتشر شده بود و دست به دست میگشت.
منبع؛ گفتوشنودِ موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران با حسین محجوبی، نقاش و طبیعتگرا


این مطلب ـ یک عدد نگاره نیز داشته و نمیدانم به کجا غیبَش زد!
خسرو گلسرخی از ۵ سالگی بعد از مرگ پدرش تحت سرپرستی پدر بزرگشآیت الله شیخ محمد وحید خورگامی در قم زندگی می کند.
وآن خزعبلات را مثل بقیه مارکسیستهای اسلامی و توده ای ها مثل نورالدین کیانوری دبیرکل حزب کمونیستی توده روسی و نوه شیخ فضل الله نوری معدوم از آخوندها فرا می گیرد
نصفِ بیشترِ بدبختیهای ما از همین خانوادهها میآید، هنوز هم این بی شرفها طرفدار داشته و خواهانِ ویرانی کاملِ ایران هستند
این همشهری باصفای ما شمیران زاده اینقدر به ما یه آبگوشت بزباش توی جنوب فرانسه نداد تا کرونا آمد و همه مسافرتها تعطیل شد
اولا که سلام به روی ماهت
دوما که بچه دار شده و به خاطرِ کرونا مجبور شدیم کلی از پاریس دور شده و به سمتِ شمال کوچ کنیم، خیلی از کارهایم لغو و به جایش ۲۴ ساعت در خدمتِ نی نی خانم هستم.
دارم کم کم به یک روالِ خوب بر میگردم.
قصدِ فعالیت در قسمتهای مختلف درینجا را داشته و به زودی شاهدِ پروژههای این حقیر در اینجا خواهید بود.
خداوند شما را برای ما و عزیزانتان حفظ کند.
همان طور که گفتند هیتلر را زنده و سر حال در جزیره ای دیدند، چند دهه بعد از اعدام گلسرخی نیز ادعا شد که او زنده است و از اساس، اعدامش را زیر سوال بردند. مریم اتحادیه یکی از دوازده نفر حاضر در دادگاه که نوشتن عفو را به اعدام و حبس ابد ترجیح داد، در سال ۸۷ تیرباران گلسرخی را تکذیب کرد و گفت حکم اعدام گلسرخی به کمک مشاورین شاه، فرح و ایرج گرگین تبدیل به تبعید شده و او اکنون در پاریس زندگی می کند و حتی گفت که میان آن دو ملاقاتی هم انجام شده است؛ هر چند که این ادعا توسط عاطفه گرگین تکذیب شد.
اگر الان کسی بشینه به حرافهای سیاسی های زمان شاه گوش بده (شریعتی، گل سرخی، دجال و بقیه) تو ایکی ثانیه می فهمه اینا هیچکدومشون تعادل درست روانی نداشته اند و قبل از هر صفت دیگری اینها بیشتر مجنون و روان پریش بوده اند که لقب پر افتخار زندانی سیاسی هم از بخت بد این ملت به دمشان گره زدند.
شاه باید به جای زندان برای اینها تیمارستان روانی درست می کرد تا آنها را یا تحت معالجه یا تحت تاثیر داروهای قوی روان پریش ها مهار می کرد.
متاسفانه بیماری های روانی در فرهنگ ایرانی خیلی پذیرفته شده یا شناخته شده نیستند در حالی که ایران مثل بقیه جاهای خاورمیانه احتمالا بزرگترین تعداد روانی ها را نسبت به جمعیتش دارا می باشد که از هر کشور دیگری بالاتر است ولی همه اش نهفته باقی مانده چون فرهنگ پایین اجازه کشف نمی دهد.
شاه باید اول تکلیفِ آخوندها را روشن کرده و راهِ رضا شاه را تا آخر میرفت، چپها در جامعه اجتماعی ایران نفوذی چندان نداشتند، از میان بُردنِشان به مراتب راحت تر بود، این را دیگر سرِ جریانِ توده ایها دیدیم، هیچ کس از مردم طرفِ این قرمساقها را نگرفت.
شورش که پایان یافت ـ خمینی دقیقا میدانست چه باید بکند، باقی مانده تودهای ها، چریک ها، کارگر و مجاهد را قتل عام کرده و جبهه ملیها و امثالِ اینها را نیز از لحاظِ سیاسی عقیم کرد.
ما ماندیم و آخوند، جنگ هم نعمتی شد برای اینها، اندک کنترل نداشته را نیز بدست آورده و دیگر هیچ کس نبود که جلو اینها را بگیرد به غیر از چند تا با غیرتِ مقیمِ خارج که اینها را نیز کشته و حکومت به دست خامنهای افتاده و بقیه آن را میدانید.
روراست به شما عرض میکنم که اصلا امید ندارم مردم تکانِ اساسی خورده و قیام کنند، مگر اینکه معجزه خاصی روی دهد.
قبل از سخنم از قبل معذرت می خواهم اگر رک و بی پرده حرف می زنم. این عیب و ایراد من است و این را قبول دارم.
من هم معتقدم مردم بلند نخواهند شد به دلایل زیاد که مهمترینشن بینش وسیع، وجدان بالا، فداکاری زیاد و شجاعت فراوان است. تعداد کسانی که باید همه اینها را داشته باشند باید خیلی خیلی بیشتر از تعداد مزدوران ایرانی و خارجی رژیم باشد که در درگیری تن به تن پیروز شوند. بدون درگیری مسلحانه سقوط این رژیم از ناممکن ترین احتمالات است. شخصا نه آن ظرفیت را در مردم می بینم و نه حتی شانسی در موفقیت این گزینه می بینم چون حتی اگر این ظرفیت معجزه وار ایجاد شود رژیم کوچکترین مشکلی با کشتن همه از پیر و جوان نه داشته، نه دارد و نه خواهد داشت. مردم بدون سلاح نمی توانند پیروزی شوند.
تنها راه موفقیت حمله یک نیروی نظامی برتر است که پایگاههای ۳پا و بسیج را نابود کرده خلا قدرت به وجود بیاورد و در آن مقطع زمانی حساس مردم کلک این رژیم را بکنند. این زمان سنجی درست و به موقع را باز در مردم نمی بینم. مردم ما یک جورایی همیشه برعکس عمل می کنند و وقتی اصلاحات لازم است انقلاب می کنند و وقتی انقلاب لازم است اصلاحات می خواهند و حدود ۴۰ تا ۵۰ سال دیر متوجه می شوند باید چه کاری را می کردند که نکردند. خلا قدرت هم اگر ایجاد شود یک فرصت زمانی بسیار کوتاه خواهد بود که به ضریب عکس العملی ملت ما نمی خورد.
احتمال حمله نیروی خارجی در شرایط فعلی باز ناچیز است چون ترامپ حتی اگر پیروز بشود نمی خواهد این هزینه را از جیب مردم امریکا بدهد.
من امیدی نمی بینم ولی این به آن معنی نیست که نباید مبارزه کرد چون بدون مبارزه فرق ما با آنها چیست؟ فقط دزدی نکردن و آدم نکشتن که نه هنر است و نه افتخار!