خلقیات ما ایرانیان از دید “کنت دو گوبینو” سفیر فرانسه در ایران عهد ناصری





منبع: خلقیات ما ایرانیان؛ محمد علی جمالزاده

کنت آرتور دو گوبینو (به فرانسوی: Joseph Arthur de Gobineau) (۱۸۱۶ – ۱۸۸۲) نویسنده، خاورشناس، شاعر، تاریخ نگار، پژوهشگر و سیاستمدار فرانسوی بود. ریشهٔ نظریه های نژادگرایانه را در دوران نوین به او پیوند میدهند. با این که در زمان زندگیش جز در نزد اندکی از روشنفکران و هنرمندان مانند واگنر که دوست او بود شناخته نشد، ولی پس از مرگ اندیشههای او هوادارانی یافت و باورش دربارهٔ نابرابری نژادها به ویژه در آلمان رویکرد بسیاری یافت و او را به آوازه جهانی رساند.
گوبینو در سال ۱۸۵۵ به همراه همسر و دخترش از طریق بندر بوشهر به ایران آمد و از طرف دربار استقبال باشکوهی از او به عمل آمد. در طول اقامت خود در ایران به زبان فارسی مسلط شد و به کارهایی از قبیل سکهشناسی و مطالعهٔ تاریخ و فلسفه و ترجمهٔ متون فارسی به فرانسه مشغول گشت. گوبینو در طول زندگی پرماجرای خود در سال ۱۸۵۸ بار دیگر به فرانسه بازگشت و به آمریکا رفت و بعد از مدتی بار دیگر در مقام سفیر فرانسه به تهران اعزام شد و تا سال ۱۸۶۳ در این مقام باقی ماند.
پینوشت: بنده خدا ایرانی ها رو دید رفت اولین تئوریسین نژاد پرستی شد!


قحطی های پیاپی باعث خیلی از این رفتارها است.
حتی در کتاب روانشناسی ادراکی روی موشها آزمایش کرده بودند و موشهایی که گرسنگی و قحطی کشیده بودند مقداری از غذا را پنهان می کردند.
ایرانیان و مخصوصا خانمها در سالهای بعد از جنگ ایران و عراق در مسافرت و مهاجرت به کشورهای دیگر حرص خرید و possesion داشتند، اما بعد از مدتی می دیدند که اجناس در فروشگاههای کشورهای دیگر فراوان و در سر جایش است و قیمت آن هم سال تا سال فرقی نمی کند رفتارشان تعدیل می شد.
بله بیشتر این رفتارها اکتسابی هست ولی فقط قحطی نبوده. دینها و جنگ ها هم تاثیر دارن. هیچ ربطی به ژنتیک نداره.
تمام نوشته های آقای گوبینو حقیقت محض است.
ایرانی واقعا وجدان ندارد. اگر داشت این حکومت اینقدر عمله نداشت. اگر همه افراد کادر سپاه و بسیج را فردا اخراج کنند رژیم در استخدام همین تعداد شکنجه گر، قاتل و دزد با کوچکترین مشکلی رودررو نیست. ایران آنقدر بی وجدان و بی وطن دارد که اگر پولش باشد می تواند بیش از نیمی از جمعیتش را استخدام سپاه و بسیج کند.
نوشته است ایرانی دو رو و دزد است. این هم واقعیت دارد. کی در ایران دزد نیست و دزدی را عار می بیند؟ کاسب؟ بازاری؟ حقوق بگیر ادارات؟ دولت و مسئولینش؟ بساز بفروشها؟ کارخانجات؟ روحانیون؟ کی دقیقا دزد نیست؟
کی در ایران دو رو نیست؟ تعارف در فرهنگ ایرانی الزامی است. تعارف یعنی چی؟ یعنی گفتن دروغی که حقیقت ندارد. پس چرا تعارف می کنیم؟ چون مخاطب از ما انتظار دارد دو رو باشیم و دروغ بگوییم چون او با دروغ راحت تر است تا دانستن حقیقت.
ریشه اصلی این انقلاب و نخواستن شاه و خواستن مذهبی ها هم دقیقا در همین بود. شاه کسی بود که می خواست با الگو گرفتن از غربی ها این فرهنگ را عوض کند ولی مردم از این تضاد خوششان نیامد و انقلاب کردند. پس چرا الان انقلاب نمی شود؟ چون رفتار این حکومت با ذات درونی اکثر ایرانی ها کاملا سازگار است چون پایه اش بر تزویر، دورویی، دروغ و دزدی سوار است که اکثر ایرانی ها با آن مشکلی ندارند.
این حکومت از جنس مردم و مردم از جنس همین حکومتند. خود کرده را تدبیر نیست.
داعشیعه = داعش + دروغ
ریا و دوروئی در ایران ریشه تاریخی دارد. من فکر میکنم گروهی فاسد و حیله گر به نام مغها که کارشان دین فروشی بود قادر شدند تمامی این جامعه را فاسد کنند. در شاهنامه دوران مردانگی و راستگوئی و همیاری و آزادگی با به تخت نشستن گشتاسب که فردی حیله گر بود و مرتب در حال عبادت و نماز و زهد ریائی بود از بین میرود. پهلوانهای آزاده به طرز مرموزی از بین میروند و رستم ترور میشود. شباهتهای به تخت نشستن گشتاسب و به قدرت رسیدن خمینی آنقدر زیاد است که ذکر انها تنها موجب طول کلام خواهد بود. وقتی قدرت در دست افراد موذی و حیله گر می افتد آنها هم صفات خود را در جامعه گسترش میدهند چنانچه میبینیم رژیم اسلامی قادر بوده فرهنگ ایرانی را در این چهل سال بسیار تخریب کند و همان ریاکاری مذهبی را که در زمان پهلوی کمرنگ میشد باز گرداند.