چرا نام رضاشاه هنوز هم به اندام برخی لرزه می افکند؟
عمده دشمنیها با خاندان پهلوی از سوی دو تیپ افراد است: طرفداران حکومت اسلامی، که لباسهای چریکیشان را برای روز مبادای ظهور پهلویسم حفظ کردهاند، و عدهای با تفکر مسکوگرایانه که هنوز از اندیشههای صادراتی شوروی، به مثابه اندیشههای خود، در گنجههای ذهنشان پاسداری میکنند اما دستاوردهای بینظیر و فراوان نیم قرن پهلویگرایی چنان بارز و ماندگار است که پس از چهل سال حکومت واپسگرا و وطنسوز جمهوری اسلامی، هنوز آثار درخشان آن در ذهن و زیست جامعه ایرانی قابل مشاهده است.

کسروی در مورد رضاشاه مینویسد: او را یک پادشاه غیرتمند و کاردان میشناسیم که بیست سال در راه این کشور کوششها کرد و رنجها برد و سرانجام سود توده را در کنارهگیری خود دانسته کناره گرفت. این بدگوییهایی که از کسانی میشنویم بیشترش از آنست که از تاریخ بیست ساله آن شاه و از اسرار سیاسی ایران ناآگاهند و بسیاری نیز نمکناشناس و بدخواه میباشند… رضا شاه به این کشور نیکیها کرده و باید ایرانیان از او قدردانی نمایند و یادش را به احترام کنند.»


نام رضا شاه بر اندام آخوند و متحجر لرزه می اندازد. حتی خمینی که سردسته قاتلان و چاقوکشان اسلامی بود بعد از گرفتن قدرت هنوز از اسم رضا شاه وحشت داشت.
این وحشت ذاتی آخوندها از رضا شاه شبیه وحشت ذاتی هر چه باکتری و ویروس و چرک و عفونت است از صابون یا مواد ضد عفونی کننده.
وحشت اخوندها از ماهیت فکری رضا شاه می اید. ماهیت ویروس و عفونت در این است که بدن بخوانید جامعه را مریض و در نهایت نابود کند و ماهیت صابون و ضد عفونی کننده این است که بدن بخوانید جامعه را از لوث میکروب و کثافت پاک نگه دارد.
صابون از میکروب نمی ترسد ولی میکروب از صابون وحشت دارد. دلیلش اینست که اگر صابون موفق شود میکروبها برای همیشه از بین خواهند رفت.
اگر ملت ایران درایت داشت و به بزرگشان کمک می کرد تا کثافات و عفونتهای جامعه را ریشه کن کند الان ایران شده بود کشوری نوین با قوانین و رفاه امروزی. متاسفانه عفونت آخوند و مذهب تا مغز استخوان این ملت نفوذ کرده بود و همان باعث شد به شاه خادمشان خیانت کنند و به دشمن قسم خورده شان خدمت. در نتیجه هر سال که می گذرد ایران و این مردم بیشتر از مدرنیته، رفاه و امنیت دور می شوند و بیشتر در عفونت و کثافت عقب مانده مذهب غرق.
تا این مردم فرق این دو ماهیت را نفهمند بیشتر در ظلم و فساد و تباهی فرو خواهند رفت و اگر دیر بفمند ممکن است کشور، فرهنگ و تمام سرمایه های مالی و ذاتی خود را از دست بدهند و به مشتی جانور آواره تبدیل بشوند همانجور که همین الانش نشانه های آن در همه جا به وضوح قابل رویت است.
واقعیت را بخوام اعتراف کنم روزگار بدی رو برای ایران و ایرانیان پیش بینی می کنم اگر به همین روال به نادانی اصرار کنند. دلم نمیخواد این افکار هولناک توی سرم بیان اما خیلی ها منتظر زانو زدن این پیکره نیمه جان وطن هستند امیدوارم مرده باشم و اون روزگار رو نبینم. این ماندن و فرو رفتن در حماقت و عرضه آن در همه عرصه ها برای مردم ما نتیجه خوبی به بار نخواهد آورد.
درود بر پیروزان گرامی,
من با اجازه تگ “داغ” رو از روی مطلب شما برداشتم.
داغ مربوط به موضوعات داغ روز میشه.
دوستان مشغول نوشتن یک مطلبی در مورد نحوه استفاده تگهای مختلف هستند.
امیدوارم حمل بر جسارت نکنید.
ارادتمند,
شیخ
سلام به شما. نه دوست گرامی این چه حرفیه؟! مهم مطلب هست و خواننده مطلب. همین که فضایی بدون ترانه و سپید جامه فراهم اومده که با اعصاب و روان افراد بازی نمی کنند عالیست. سپاسگزارم.
رضا شاه 12 سال در قدرت بود که چند سال آغازینش را در سرکوب تجزیه طلبان و راهزنان صرف کرد. در هفت هشت سال حکومت خودش بدون درآمد نفت، ایران را از فلاکت بیرون اورد و متحول کرد. همین دلیل دشمنی و حسادت دشمنان ایران با اوست.
الان چهل سال است که اخوندها و چپولها در قدرت هستند. درامدهای چند صد میلیاردی از نفت و پتروشیمی و غیره دارند. هنوز پول کارگر و کارمند را نمی توانند بدهند!
خیانتی که این دو دسته مرتجع بی وطن در حق مردم ایران کردند را نباید فراموش کرد. اگر ایرانی باقی بماند و وطن از این ورطه بلا برهد نسلهای آینده باید از نخستین سالهای آموزش در برابر این بیماری ایمن گردند.