حُجب و حیای مجتبی واحدی منو کُشت!
قبل از اینکه وارد موضوع اصلی بشم لازمه به نکته ای اشاره کنم و اونهم اینکه منظور از مجتبی واحدی در اینجا مجتبی واحدی نوعی است و علت اینکه نام این روزنامه نگار با وجدان رو برای این نوشته انتخاب کردم نکته ای است که ایشون در ویدئو اخیرشون با کمی “لکنت” (و البته با شهامت) به بیان اون پرداختند.
و اما موضوع اصلی به مطلبی بر میگرده که آقای مجتبی واحدی در ابتدای کلیپ اول سپتامبر شون بیان کردند که در متن زیر قابل مطالعه است:
“من در ابتدا اظهار تأسف کنم از وضعیت احکام قضایی که صادر میشه, البته در ویدئوی قبلی هم توضیح دادم… بعد از…. ما در چند سال اخیر, در ۳-۴ سال اخیر, احکام اعدامی که مشخصا بر اساس اعترافات ناشی از شکنجه صادر شده رو چند تا داشتیم. اولینش محمد ثلاث بود که هر چه وکیلش و خودش اعلام کردند در زمان زیر گرفتن عوامل نیروی انتظامی توسط اتوبوس, محمد ثلاث در زندان بوده اما به هر حال بر اساس اعترافاتی که زیر شکنجه ازش گرفته بودند که راننده اون اتوبوس بوده اعدامش کردند. مصطفی صالحی, صالحی مظلوم رو داشتیم که اخیرا در استان اصفهان اعدام شد و الان قوه قضائیه فاسد و ظالم جمهوری اسلامی دنبال خانه مسکونی خانواده هم هست که این خانواده معمولی رو حتا از یک خانه محروم کنه به خاطر تشدید و افزایش جو ارعاب. یعنی بگویند نه تنها اعدام میکنیم بلکه به خانواده هاشون هم رحم نمیکنیم. این به نظر میرسه با توجه به پیش بینی هایی که خودشون کردند … من دیروز دیدم آقای حسن بیاتی یکی از تحلیلگران جناح راست هم گفته که ما احتمالا در آبان و آذر ماه ناآرامی هایی در جامعه خواهیم داشت, به نظر میرسه که اینها به پیشباز ارعاب و وحشت رفتند که مردم بترسند و فکر نکندد اگر کسی خودش شجاع باشه [به او] بگویند فکر نکن فقط خودت مجازات میشی [بلکه] خوانواده ات هم در امان نخواهند بود [و] حتا از خونه هم بیرونشون میکنیم. و حالا سومینش نوید افکاری که از اونهم نواری آمده بیرون و جالب هم هست که عناصر بی سر و پای جمهوری اسلامی [هم] در فضای مجازی همون چیزهایی که توسط جمهوری اسلامی [اعلام شده رو] نشخوار میکنند و میگویند که ایشون آدم کشته, در حالی هیچ سند و مدرکی نیست. اینها که از تک تک تحولات و تحرکات نیروهای مخالف فیلم دارند, بدون اینکه هیچ سند و مدرکی داشته باشند, نوید افکاری رو متهم میکنند به آدم کشی و دارند اعدامش میکنند و ظاهرا حکم اعدام هم تایید شده. این, باز هم میگم به نظر میرسه ناشی از ترس حکومت از گسترش اعتراضات هست و میخواهند فضایی ایجاد کنند که مردم فکر نکنند اگر کسی به تظاهرات رفت حبس خواهد شد [بلکه] اعدام خواهد شد. ولی بدونند [این کارها] تاثیر نداره. میبینیم که جوونها چطور ایستادند و نمیترسند. از “داخل کشور” میبینیم در فضای مجازی جوانها چه چیزهایی مینویسند و چه دعوت هایی میکنند, و این اعدام ها و این تهدید ها نه بر زندانیان تاثیر داره و نه بر خوانواده هاشون. خوانواده هاشون هم دارند مثل کوه پشت زندانیانشون می ایستند. و این نشون میده که تلاش جمهوری اسلامی برای وحشت آفرینی از ترس گسترش اعتراضات نتیجه ای براشون نداشته. امیدوارم که فشار افکار عمومی باعث بشه که این حکومت ترسان حداقل به خاطر ترس از خودش, و قضاتی که حکم صادر میکنند از ترس امنیت خودشون و خانواده هاشون, یک کمی تجدید نظر بکنند.”
نکته ای که از متن پیاده شده بالا مد نظر من هست تنها همون جمله آخره:
“امیدوارم که فشار افکار عمومی باعث بشه که این حکومت ترسان حداقل به خاطر ترس از خودش, و قضاتی که حکم صادر میکنند از ترس امنیت خودشون و خانواده هاشون, یک کمی تجدید نظر بکنند.”
جناب مجتبی واحدی عزیز و سایر فعالان مدنی و سیاسی,
اگر به این نتیجه رسیده اید که راهی به جز “زدن” آخوند, بسیجی و سایر اوباش باقی نمانده تا این فرقه تبهکار در کشتار جوانان کشورمان “یک کمی تجدید نظر کنند”! لطفا این نکته رو بدون لکنت بیان کنید, اون رو تئوریزه کنید, و در مورد روش های مختلف اجرای اون, به عنوان یک ضرورت مبارزاتی در این مرحله, بی پرده صحبت کنید. وگرنه به مصطفی صالحی, نوید افکاری, و سایر دلاوران جانباخته راه میهن, و زیرِ حُکم اعدام, حق بدید که بگویند “این حُجب و حیای تو منو کُشت!”



حجب و حیا نیست ترس از جانشه.
به یمن دست باز اداره های مهاجرت اکثر کشورهای غربی آنقدر چاقوکش و تروریست و دزد و مختلس و آدم کش و جنایتکار رژیم اسلامی در هر جا وارد کرده اند که اگر سپاه تصمیم بگیره آقای واحدی کشته بشه چند ساعت بعد سرش روی سینه اش توی آپارتمانش گذاشته خواهد خواهد شد و بعد چون موضوع ترور یک مخالف رژیم بوده همه پرونده ها در اداره پلیس کشور غربی فورا بسته خواهد شد و پیگیری نخواهد شد چون مردم ایران صاحب ندارند حتی اگر تابعیت یک کشور دیگر را داشته باشند. جمهوری اسلامی برای اروپایی ها و کانادا و انگلیس عزیزتر از آنی است که کسی دنبال تروریستهاشون بیافته.
آقای واحدی برای حفظ جانش حق داره و باید مثل هر کس دیگه ای احتیاط کنه.
من فکر نمیکنم برای حفظ جانش باشه. همین حرفها که مجتبی واحدی تو این ویدئو میزنه برای صدور حکم اعدامش کافیه. شوخی که نیست, کسی که هر ویدئواش رو چند ده هزار نفر میبینند, قضات دادگاه انقلاب و خانواده اونها رو تهدید جانی میکنه. همین ویدئو رو نگاه کن که نزدیک به پنجاه هزار نفر بازدید کننده داشته. فرض کن فقط یک درصد با این حرف مجتبی واحدی به این فکر بیوفتن که باید یک بلایی سر یک آخوند, یک بسیجی و یا یک قاضی دادگاه انقلاب بیارند (۵۰۰ نفر). باز هم فرض کن فقط یک درصد از این ۵۰۰ نفر دست به اقدام عملی بزنند (۵ نفر). این یعنی تهدید جانی مستقیم ۵ راس اوباش (اصلا به موفقیت یا عدم موفقیت اون “عمل” کاری ندارم). مطمئن باش تنها کافیه ۵۰ نفر از این اوباش, یا خونواده های اونها, با تهدید جدی جانی مواجه بشوند تا “نظام” بفهمه دوران بزن-در-رو تموم شده, و اگه یکی بزنی دوتا میخوری. اونوقت تماشا کن همین وحوش عربده کش با چه سرعتی ماستها رو کیسه خواهند کرد!
امیدوارم این ویدئو مجتبی واحدی فتح بابی برای گذار از مبارزه بدون خشونت به مبارزه خشونت آمیز باشه. بدون تعارف میگم به نظر من مبارزه بدون خشونت (به جز اعتصاب) برای مرحله کنونی جنبش نه تنها کارساز نیست, بلکه موجب اتلاف نیروها میشه (حتا تظاهرات خیابانی). الان اگه مبارزه خشونت آمیز نشه اینها همونجور که مصطفی صالحی رو اعدام کردند همین نوید رو هم اعدام میکنند. بعدش هم با حواله یک موشک به عربستان یا سفارت آمریکا در بغداد یک بحران راه میندازن و مساله اعدام نوید هم بعد از ترند شدن چند هشتگ, و دیدن ویدئو مراسم دفن, و البته مقدار معتنابهی فحش و بدو بیراه در توئیتر بعد از یکهفته فروکش میکنه. تا دفعه بعد که دوباره طناب دارشون گردن یک بی گناه دیگه رو پیدا کنه!
مساله اینه که یکعده در سالهای گذشته انقدر مبارزه بدون خشونت رو تبلیغ کردند که حتا حرف زدن از مبارزه خشونت آمیز “تابو” شده. اونهم در مقابل کی؟ مقابل نظامی که ۴۰ ساله با شعار “النصر بالرعب” در داخل کشور سر پا مونده!
حالا همینکه مجتبی واحدی اینرو با لکنت هم میگه به نظر من یک قدم مثبت در جهت این تابو شکنی است.
اتفاقا من همیشه از کامنتهای شما خوشم میاد و اونها رو با دقت میخونم. یکی از دلایلش اینه که بدون “لکنت” حرفت رو میزنی!
شیخ سالوادور گرامی با استدلال شما کاملا موافقم.اینها که این جنایات را مرتکب میشوند از برخورد خشن مردم نگرانی ندارند و اگر مانند خودشان با بسیجی ها و پاسداران جنایتکار رفتار شود و در مقابل هر اعدامی چند مزدور کشته شود به این راحتی بیگناهان را اعدام نمی کنند.این وحشی های جانی مبارزه بدون خشونت نمی فهمند فقط باید با مشت آهنین جوابشان را داد.
با سپاس از نظر لطف شما،
من از ۱۷ سالگی برای لکنت زبان داشتن در مقابل گفتن:
۱- حرف حقیقت
۲- حرف منطق
خیلی پیر شده بودم و قادر نبودم این کار را بکنم چون برام مهم نبوده و نیست اگر همه دنیا بگن کارم اشتباست به شرطی که بدونم مطلب اول حقیقت داره و دوم با عقل و منطق منافاتی نداشته باشه. خوب یا بد اینیم دیگه.
من اتفاقا مقاله های آقای واحدی را نه درست می خونم و نه علاقه ای به خوندنش دارم چون اولا بوی اسلام ناب مستراحی می ده و دوما به نظر می آد که ایشان کسی است که نتونست مثل بقیه اسلامی ها تند بدوه و یک جورایی از غافله عقب موند. شاید اشتباه کنم و اگر می کنم از همه و از ایشان پیشاپیش معذرت می خوام ولی کسی که به این دین کثیف هنوز معتقده هیچوقت نمی تونه مورد اعتماد من قرار بگیره چون آدم بی غل و غش نمی تونه مسلمان باشه یا مسلمان بمونه.
هدف من از نوشته بالا صرفا در نظر گرفتن احتمال ترسیدن این آقا از ترور مسلمان هاست وگرنه من هیچ دفاعیه ای برای ایشان ندارم. گفتم من دوست هام رو از بین مسلمانها انتخاب نمی کنم.
در مورد دفاع مسلحانه من به این تاکتیک ۳۵ سال پیش اعتقاد داشتم و هنوز دارم و همیشه هم گفته ام مجاهدا روششون درست بود توازن قواشون اشکال داشت و به خاطر این شکست خوردند.
مردم این مشکل را ندارند. اگر مردم خودشون را مسلح کنند به هر چی که گیرشون می اد چه اسلحه گرم چه سرد و جواب پاسدارا مثل خودشون النصر من الرعب بدن، این رژیم تو چند هفته سقوط می کنه. یعنی جوری بشه که اگر بالفرض هر که هر جا هر پاسدار، بسیجی یا آخوندی را دید در جا اونو بکشه، تعداد کل اینا در مقابل مردم عددی نیست حتی اگر اینا از سلاحهای سنگین یا شیمیایی استفاده کنند تو چند هفته تموم می شن و ایران آزاد می شه.
توی اینی که تنها راه مبارزه با فاشیست مبارزه مسلحانه و آن هم از نوع جانانه اش هست شکی نیست. فقط کی مردم اینو می فهمن آن را نمی دانم. ۳۵ سال پیش خودم متوجه شدم ولی مردم شاید بزودی بفهمند شاید ۱۰۰ سال دیگه هم نفهمند. مطمئن نیستم.
شخصا اگر کسی بهم اجحاف کنه قانونی می رم جلو. اگر قانون جواب نداد خودم می شم قانون و عدالت را اجرا می کنم. این حق منه و حق هر موجود زنده دیگه هم هست از خودش به نحو احسنت دفاع کنه.
مردم ایران چطور شده چیزی را که یک گربه می فهمه نمی فهمند از عهده فهم من خارجه.
فرمودید “شخصا اگر کسی بهم اجحاف کنه قانونی می رم جلو. اگر قانون جواب نداد خودم می شم قانون و عدالت را اجرا می کنم.”
اقا ماشاءالله بجونت ! خدابدادما برسه اگه شما اتش به اختیارها برای ایران دموکراسی بیارین !
راه حل شما بزرگوار در اینمورد چیه؟
صندوق رای؟
این راه و روش منه.
تو می تونی صبر کنی تا عاغا امام زمان ظهور کنه و او برات دمکراسی بیاره.
یا دوباره بری به اصلاحی ها رای بدی شاید این بار قفل و کلید را با هم اوردند و با هم هم گمش کردند.
یا آنقدر صبر کنی شاید خود رژیم اصلا پشیمون شد و گذاشت و رفت.
این راه ها به شم دمکراسی خواه شما می خوره؟