دو تحلیل جالب در مورد منشاء و پیام انفجارهای سریالی اخیر در تاسیسات اتمی و نظامی ایران از اورشلیم پست (انگلیسی)
How have Iran’s intelligence forces broken down in face of explosions?
این مقاله نتیجه گیری میکند که این مجموعه عملیات دارای یک پیام روشن برای جمهوری اسلامی است و آن اینکه یا این خفت و خواری را تحمل کنید و ناظر تخریب زیربنا های خود باشید و یا اهرمهای مذاکره را فعال کنید تا شاید با بستن یک “پیمان – Deal” از این مخمصه رهایی یابید.
Ex-cyber officials: Iran may change aggressive policies until licks wounds
در این مقاله با دو متخصص جنگ سایبری در مورد حملات اخیر به تاسیسات نظامی و اتمی جمهوری اسلامی مصاحبه شده که البته مسایل بسیار دیگری در مورد توانایی های هر کشور در این زمینه و احتمال نقش داشتن جنگ سایبری در این انفجارها (علاوه بر آسیب فیزیکی) و پیامدهای آن مورد توجه قرار گرفته. این مقاله به احتمال دست داشتن بیش از یک ابر قدرت سایبری (و تلویحا اشاره میکند که در حال حاضر فقط ۲ کشور آمریکا و اسرائیل ابر قدرت سایبری هستند!) در حملات اخیر اشاره میکند.


در مقاله دوم به احتمال ترکیب UF6 با آب در حضور آتش ناشی از انفجار اشاره شده که یک گاز سمی تولید میکند. شخصا درست متوجه نشدم چرا در اینجا به این مساله اشاره شده. آیا احتمال میدهند چنین اتفاقی افتاده؟ اگر جواب مثبت است “آب” از کجا وارد شده. اگر احتمال وجود آب در مکان مورد حمله قرار گرفته, که UF6 هم در آن بوده, وجود ندارد چرا اصلا به آن اشاره شده؟ آیا اصلا هیچ کدام از این انفجار ها در محل ذخیره UF6 بوده؟
این میگوید اگر این ماده آنجا بود، بعد کسی میتوانست آن را در آتش بیاندازد، بعد کسی اشتباه میکرد و با آب به جای کپسول خاموش میکرد، بعد یک گاز تولید میشد، و این گاز هم سمی و هم اسیدی (خورنده) است.
غیر از «اگرها» پرداختن به این سناریوها در این مورد بیهوده است، اینجا ما داریم از قدرت صدها کیلو تی ان تی صحبت میکنیم، آنجا چیزی باقی نمانده که فکر تخریبش باشیم…
دو نکته نسبتا خنده دار هم در مقاله دوم وجود دارد:
۱- زیربنای تاسیسات ایران به حدی عقب مانده و از رده خارج است که آسیب رساندن به آن را با جنگ افزارهای سایبری مدرن با مشکل مواجه کرده و پر کردن این “air gap”ها خودش به معضلی برای کسانی که قصد حمله سایبری به این تاسیسات را دارند تبدیل شده.
۲- کارشناسان مورد مصاحبه قرار گرفته شک دارند که افسران سایبری جمهوری اسلامی به حدی از خبرگی دست یافته باشند که حتا بتوانند “منشاء” حملات سایبری فوق پیشرفته احتمالی را تشخیص دهند (حتا در صورتیکه حمله کننده قصد داشته باشد مقامات ج.ا. منشاء را کشف کرده تا از این طریق “پیام” را بگیرند!)
اینها مقاله های خوبی هستند، اشکالشان این است که به این مورد خاص نمیپردازند.
یعنی اگر سردبیر با نویسنده (یا تحلیگرانش) تماس میگرفت و میگفت: «در یک سایت کلیدی هسته ای ایران سانحه ای روی داده، ولی من نمیگویم کجا و چگونه و چه شواهدی موجود هستند» مقاله کمابیش همین از آب در می آمد.
بسیاری ازنویسندگان چنین مقالاتی مخارج زندگی شان را از طریق نوشتن چنین کلی گویی های بی خاصیت تامین می کنند.
مثلا در مورد نطنز اطلاعات کافی ندارند، درمورد ایران اطلاعات کافی ندارند، پارامترها و عوامل مختلف و مرتبط با فعالیتهای هسته ای آخوندها را نمی دانند بعد بخاطر اینکه مقاله شان در فلان نشریه چاپ شود و بابت آن 300-400 دلار گیرشان بیاید یک سری موضوعات کلی را پشت سر هم ردیف می کنند که خواننده چیز جدیدی گیرش نمیاد.
مثلا فرض کنید از شما بخواهند درباره یک موضوع مشخص در استرالیا و یا برزیل یک مقاله تحلیلی بنویسید. بهترین راه این است که ابتدا توی گوگل مقداری اطلاعات جمع کنید و آنها را صاف و صوف بکنید و تحویل طرف مقابل بدهید.
بعید میدونم مقاله ها رو با دقت خونده باشی آملا!