درد درمان نشود تا به نهایت نرسد؛ عبور از «تظاهرات های کور» و هدفمند کردن اعتراضات، از خیال تا واقعیت!
ز درد می دل زهاد با صفا نشود
که چشم آبله روشن به توتیا نشود
پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلان
چو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود
جدا فتاده ام از کاروان در آن وادی
که ناله جرس از کاروان جدا نشود
گرفته ای پی طول امل به عنوانی
که هیچ کور چنان پیرو عصا نشود
تا ز خود گم نشود دل به هدایت نرسد
درد درمان نشود تا به نهایت نرسد
راه طی گشت و همان دوری منزل برجاست
که شنیده است که منزل به نهایت نرسد؟
ستم این است که می فهمد و می پوشد چشم
کاش آن شوخ به مضمون شکایت نرسد
نمیدانم چرا پس از آبان ماه ۹۸ و کشتار مردم بیگناه در نیزارهای ماهشهر، وقتی تظاهراتی میشود، بر خلاف اکثریت ایرانیان غربت نشین، به جای آنکه «آدرنالین» خونم فوران شود، دچاری نوعی بی حسی و نا امیدی غیر قابل توصیف میشوم.
من به عنوان یک مخالف جمهوری اسلامی هم در روزهای پر شور و استثنایی تیرماه ۷۸ شرکت داشتم و هم در زمان جنبش سبز به چشمم دیدم که تا تسخیر تهران در ۲۵ خرداد چیزی نمانده بود و شوربختانه آن موج بلند و خروشان مردم به دلیل نبود رهبری «برانداز» و بی تجربگی مردم، خیلی زود قامت بلند و سبزش به صخره های جمهوری اسلامی برخورد کرد و در ساحل به خون نشست.
جنبش سبز و خیابان های ۸۸ آخرین باری بود که پاهای من مرا یاری میکرد و پس از وقایع هولناک سال ۸۸ من چنان از لحاظ روحی و فیزیکی متلاشی شدم که هم قلبم و هم پاهایم در همان خیابان های آغشته به خون ندا و سهراب جا ماند و پس از سالها افسردگی و ناامیدی شدید و دست کشیدن از نوشتن، در دی ماه ۹۶ با فریاد «بیداری» مردم از کمای افسردگی بیرون آمدم و طنین شعارهای «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» و «رضا شاه، روحت شاد» در خیابان های سراسر ایران جان وجهان فروریخته مرا احیا کرد.
من هم همانند بسیاری از نسل پس از انقلاب ۵۷، در طول این سالهای سیاه به امید تکرار الگوی «انقلاب سیاه اسلامی» و سقوط رژیم، عاشق تظاهرات بودم. هر تظاهراتی که آغار میشد، هر خطی که مینوشتم، هر فریادی را که از ته گلوی به خون نشسته ام فریاد میکردم، با خود میگفتم اینبار دیگر تمام است و تا پایان این حکومت چیزی نمانده است. مگر به قولی همین مردم با چند تظاهرات و چند شعار و یک کامیون «گل میخک»، ارتش پنجم جهان را شکست ندادند؟
آری، خوش خیالی های من ادامه داشت تا پس از خروج ساختار شکن اکثریت مردم از «خندق استمرار طلبان» در دی ماه ۹۶، ما ایرانیان به وقایع کشتار آبان ۹۸ رسیدیم و پس از قطع شدن اینترنت و بی خبر شدن جهان از ایران، پهپادها و مسلسل های جمهوری اسلامی، مردم را در نیزارهای ماهشهر و خیابان های تب زده قتل عام کردند و حتی تعداد کشته شدگان را هم اعلام نکردند! درست پس از کشتار آبان ۹۸ و ساقط کردن عمدی هواپیمای «اوکراینی» و تغییر معنای «مستضعف» توسط خامنه ای، فهمیدم نه خامنه ای خونخوار، شاه ایران است که با چند تظاهرات چمدان ببندد؛ و نه این اهریمنان سپاهی و بسیجی و حشد الشعبی و حماسی و حوثی و …. ارتش شریف شاهنشاهی، که از مردم باشند و در تظاهراتها به مردم شلیک نکنند!
آری، آنها که در طول این ۴۳ سال جهنمی به جوانان مردم در کهریزک ها تجاوز کردند و مخوف ترین شکنجه ها را بر تن و روان ایشان روا داشتند، هیچ هراسی از کشتن مردم با مسلسل و پهپاد در خیابان ها ندارند و پایش برسد، حتی موشک هم شلیک میکنند و هواپیمای اوکراینی حامل مسافران ایرانی را هم به مصلحت، در آسمان پرپر میکنند.
آری، ما باید قبول کنیم «بچه باسنی» های ولی وقیح که در سپاه و بسیج و فراجا و اطلاعات مشغول به کار هستند، از همان دوران کودکی توسط سعید طوسی ها مغزشویی شده اند و پس از رسیدن به مقام بچه پررویی و سبز شدن چند پشم در بدن های بی خازنشان ، با اسلحه به خیابان ها سرازیز میشوند، تا عقده های خویش را با قتل عام مردم تسکین بخشند.
آن سرباز اهریمنی که فرمانده اش مفلوک حرام زاده ای به نام خامنه ای است و مداح سرود سلام فرمانده اش، متجاوزی که همچو سعید طوسی هنوز پرونده تجاوزاتش مفتوح است، هیچوقت با چند شعار و خلق چند صحنه احساسی ، ترک جنایت نمیکند. ایران به معنای کلمه اشغال شده است و اینگونه تظاهرات های پراکنده و احساسی فقط دستاوردش کشتار مردم است و بس!
آنچه که این روزها با این شرایط اقتصادی و انقراض و نسل کشی مهندسی شده ای که بر ایرانیان روا داشته اند_ جای تعجب دارد_ فکر نکردن به این نکته است:
بر فرض قرار است این تظاهراتها باعث براندازی شود، چرا تظاهراتهای مردم اینگونه پراکنده است؟ چرا وقتی در خوزستان کشتار میشود، تهران ساکت است؟ چرا وقتی مردم کردستان اعتراض میکنند، آذربایجان خاموش است؟ چرا رشت شلوغ میشود، خبری از ساری نیست؟
حساب دو دو تا چهارتا، خیلی ساده تر از این حرفهاست. اگر تظاهراتها فقط در یک منطقه باشد، نیروهای سرکوب با تمام توان به همان منطقه گسیل میشوند و پس از قطعی اینترنت و قتل عام مردم در شب و جنازه دزدیدن و جنازه پس ندادن و لابد بسیجی اعلام کردن «معترض»، منطقه مورد نظر آرام میگیرد و باز روز از نو و روزی از نو! حداقل اگر قرار است تظاهراتی باشد، باید این تظاهرات ها هماهنگ و سراسری باشد تا با پخش شدن نیروهای سرکوبگر در نقاط مختلف، مردم با توجه به برتری نفرات، شانس پیروز شدن و ضربه زدن داشته باشند، گر نه اینگونه چو جزایر جدا فتاده از هم تظاهرات کردن، فقط باعث کشته و معلول شدن مردم یک استان خاص میشود و حکومت هم تمرکزش بر سرکوب یک نقطه خاص خواهد بود.
نمیشود خوزستان و آبادان شلوغ باشد، اما تهران و تبریز و اصفهان ساکت، نمیشود جنوب غرق خون باشد و شمال ساحل آرامش! حتی نمیشود ایران فریاد باشد و لبنان و عراق خاموش!
شوربختانه ما با یک حکومت بی رحم ومافیایی و جنایتکار سرو کارداریم که این اختاپوس از خلیج فارس تا دریای مدیترانه را تبدیل به «جاده جنایت» کرده است و مشغول غارت و دزدی و قاچاق و تجارت است؛ هرکس هم که اعتراض کند، یا کشته میشود و جدیدا هم که بدتر، با تفنگ ساچمه ای کور و معلول میکنند!
من نمی دانم چگونه میشود از این «شور حسینی» و خالی شدن عاطفی در «تظاهرات های کور»، به تظاهرات های هدفمند و گسترده و سراسری و حتی خاور میانه ای رسید و حکومت را آچمز کرد؟
تجربه آوردن اوباش حشد الشعبی توسط قاسم سلیمانی دزد و تروریست در آبان ماه ۹۸ و سرکوب مردم، نشان داد که حتی تظاهرات در ایران هم کافی نیست. باید اهداف مردم زمینگیر کردن «هلال شیعی» جمهوری اسلامی باشد. من نمیدانم اوباش ۵۷ تی چگونه در زمان شاه با آن همه سازمانهای تروریستی در فلسطین و لبنان و لیبی و …. در ارتباط بودند و چگونه تظاهرات ها را که احتمالا در مساجد برنامه ریزی میشد، به هم پیوند میدادند، اما هر چه هست میدانم اینگونه تظاهرات های پراکنده به امید اینکه جاهای دیگر هم پس از دیدن به خاک و خون کشیدن شده مردم، بلند شوند، کمی به خیال پردازی و رویابافی شبیه است تا واقعیت!
۴۳ سال گذشته است و هنوز مردم ایران کوچکترین سازماندهی ندارند. پس از سرکوب جنبش سبز کارمان شده است تا مرغ و تخم مرغ و بنزین و نان گران میشود، به خیابان ها با دستهای خالی سرازیر شویم و پس از چند روز شعار و دادن تلفات، به خانه ها برگردیم و هر روز بدتر از دیروز!
این کارتل مافیایی که به نام «جمهوری اسلامی» از قلب ایران تا فلسطین و سوریه و لبنان و یمن جغرافیای جنایتش گسترده شده است، یا باید توسط قدرتی بین المللی نابود شود و یا با فداکاری و سازماندهی همه مخالفانش در جغرافیای هلال شیعی، اینکه تظاهرات های سراسری و اعتصاب های گسترده با دستهای خالی باعث براندازی شود، گر چه هنوز جای اما و اگر دارد، اما هر چه هست نتیجه اش بهتر از اعتراضات گسسته و «تظاهرات های کور» است که مثلا یک جا مثل آبادان آتشفشان میشود و تهران انگار نه انگار! اگر ایران وطن ماست و همه جای ایران سرای من است، پس نمیشود درد آبادان، درد تهران و مازندران نباشد. نمیشود کردستان به خون کشیده شود و آذربایجان آرام باشد. نمیشود لرستان غیور و لرهای دلاور در این چند سال این همه کشته بدهند و فارس ها و ترکها و شمالی ها تماشا کنند.
این انقلاب سیاه و اهریمنی و حکومت بر آمده از آن ( جمهوری اسلامی) با دروغ و تزویر و آدم سوزی و کشتار بر سر کار آمد و تبدیل به هیولای هفت سری شده است که امروز می بینیم؛ نابودی این هیولای اسلامی که از خون تغذیه میکند، تنها در صورتی ممکن است که همه با هم «ما» بشوند و اگر هم «من» هستند،به قول رهبر جنایتکار نظام، آتش به اختیار در راه اهداف رهایی «ما» قدم بردارند.
ایران اشغال شده است و اشغالگر هم در هیچ کجای جهان با شعار و خواهش و نصیحت به اشغال خویش پایان نداده است. اشغالگر را باید کشت و از خانه بیرون کرد؛ به قول صائب تبریزی :
چشم آبله روشن به توتیا نشود….


درود
ارغوان جان به نکات خوبی اشاره کردی. واقعیت اینه مخالفین غیر از مجاهدین فاقد تشکیلاتند که آنها نیز علاوه بر عدم اقبال داخلی مشکلات خود را دارند.
مشکل تامین مالی نیز بسیار درسته. شما فکر می کنید شرکت نفتی ها در ۵۷ چگونه اعتصاب کردند؟ بهشون ساندویچ و اضافه کار می دادند من اگر انتظار اعتصاب از کسی را دارم حداقل یک هفته غیبتشو باید جبران کنم. سال ۵۷ کل بازار حامی خمینی بود. کمک های خارجی بسیار بود.
الان ما از چه کسی باید انتظار داشته باشیم. باید این سوالات را جواب دهیم.
ضمنا غالب افراد که تحت عنوان مخالف و فعال حقوق بشر فاند بگیرند دنبال کاسبی خود هستند.
باید این مسیله را هم حل کنیم کمک گرفتن از خارج کشور خوبه یا بد؟وقتی مردم ما خودشان محتاج نان شبند دیگه چه کسی می تونه به مخالفین و اعتصابیون کمک کنه.
فکرشو بکن اگر ما یک ماه حقوق راننده های بی آر تی را می دادیم. آنوقت مطمینا اعتصابشان قوی تر بود. تظاهرات هم نیاز با سازماندهی داره.تظاهرات کور اثر منفیش از اثر مثبت بسیار بیشتره.
ماهان حان کسی انتظار اعتصاب نداره؛ مطرح کردنش فقط از این جهت بود که اگر فکر میکنید این تظاهراتهای کور به اعتصاب و سرنگونی میرسه، حداقل سراسری باشه
من از ۳۰ سال پیش گفته ام که همه چیز از تک تک انسانها و خانواده ها شروع می شود.
باید مردم دریابند که این اسلام که بوسیله نادانان و دروغگویان و خدعه گران و تقیه گران بزک و دوزک شده، اهریمنی بیش نیست،
و ” نهایت” این ره مردن از گرسنگی، و نیستی و نابودی در گودال کثافت و تباهی اسلام است.
چند نفر در فامیل شما این مثلاً عید مشمئز کننده فطر را تبریک نگفتند?
هر وقت مردم قرآنها را پاره پاره کردند و در جوی آب جلوی خانه افکندند و اسلام را از مغز و خانه خود بیرون انداختند، و آخوندها و آخوندپرستها را از محله های خود بیرون انداختند آنوقت رنسانس ایران و ایرانی آغاز می شود.
و در غیر اینصورت روزهای سیاه تر از سیاهی در انتظار مردم سیه فکر خواهد بود.
و رگه هایی از زندگی که از دوران پهلوی برجا مانده بود و با تقیه آخوندهای ریاکار و خدعه گر تحمل می شد، نابود خواهد شد.
اگر مردم با همین افکار و چهارچوب فکری به دوره بعد بروند، دوره بعد را هم سیاه خواهند کرد.
با فحش دادن و شکم گرسنه که نمی شود انقلاب کرد. انقلاب کردن عواملی دارد قشنگم 🙂
خوشتیپ بر منکرش لعنت
😜
لعنتت همین الساعه رسید به خودت و ملّتِ شریف ایران 😀
☆☆☆ راه حل نهایی فراخوان سراسری کشور برای راهپیمایی بسمت بیت خامنه ای ضحاک و براندازی خامنه ای خونخوار است.☆☆☆
ایرج جان این همان احساسی حرف زدن است
فهمیدید چرا باید چپولها و آخوندها را در یک قبر گذاشت.
بیشتر بچه های آخوندها چپول شدند و تئوریسین چپ شدند.
کیانوری نوه آیت الله نوری
خسرو گلسرخی نوه آخوند
جلال آل احمد بچه آخوند
……………..
هدف اصلی از عن قلاب ۵۷ این بود که ایران هرگز نتواند مثل قبل از ۵۷ بشود.
غرب و شرق روی این پروژه واقعا زحمت کشیده اند و ماشینی درست کرده اند که نه تنها ایران بلکه بعضی از کشورهای مجاورش را هم به سقوطی قهقرایی پرتاب خواهد کرد که هرگز و ابدا نتوانند پا بگیرند.
ماموریت این رژیم با تجزیه ایران به چند کشور کلنگی گدا گدوله ای پایان می پذیرد.
فاز اول ماموریت رژیم این بود زیر ساختهای قبل از ۵۷ را از بین ببرد مخصوصا اقتصاد که آن فاز با موفقیت تمام شد.
فاز دوم رژیم آماده کردن مردم ایران برای تجزیه است که به نظر می رسد به مراحل پایانی نزدیک شده. آماده کردن مردم شامل فقیر کردن، معتاد کردن، بی غیرت کردن، بی تفاوت کردن آنها نسبت به سرنوشت دیگر هموطنان است و همانجور که می بینیم راننده ها اعتصاب می کنند معلم ها می ایستند تماشا. معلم ها اعتصاب می کنند کارگران می ایستند تماشا، کارگران اعتصاب می کنند و الا ۴۴ سال درجا زدن. آبادان تظاهرات می کند، تهرانی ها جشن می گیرند و کاملا بی خیالند. لرستان شلوغ می شود و آذربایجانی ها همه در خواب. این یعنی بی تفاوت شدن مردم نسبت به یکدیگر.
فاز سوم یک جنگ آخر زمانی است که ایران را به یک مشت تله خاک سوخته تبدیل خواهد کرد و آخوندها زمان آن را با خود همان غربی ها و شرقی ها تحت لوای پروژه های اتمی رژیم تنظیم می کنند که کی باشد و بعد حمله آغاز خواهد شد.
مردمی که فقیرند، نسبت به همه چیز حتی نابودی خود بی تفاوتند و تا ۷ جد و آباد خود خود بمباران شده اند در مقابل تجزیه شدن هم مقاومت نمی کنند. در آنزمان گروه های تجزیه طلب مسلح در خوزستان، آذربایجان، کردستان، بلوچستان پشتیبانی می شوند تا کار را تمام کنند و پروژه اسلامی تجزیه ایران را کامل کنند.
صحبت های نویسنده همه درست و متین است ولی ملتی که توی ۴۴ سال نتوانست متحد بشود یا حتی یک موسسه خیریه برای کمک به خانواده های زندانیان سیاسی درست کند ملتی نیست که عرضه به کمال رساندن صحبت های نویسنده محترم را داشته باشند. ایرانیان محکوم خواهند شد در مسیری سقوط کنند که غرب و شرق برایشان در نظر گرفته اند و با تجزیه ایران تاریخ ایران بعد از ۲۵۰۰ و اندی سال پایان خواهد پذیرفت نسل ایرانی منقرض خواهد شد.
شوربختانه راهی که میرویم دقیقا پایان ایران و انقراض ایرانیان است.
هرگز نمی توانید غربی را پیدا کنید که یک اشتباه را ۲ بار تکرار کند.
کوچکترین شکی نیست که از دید غربی ها حکومت های پهلوی یک اشتباه محض و بزرگ بود. در نتیجه باید مطمئن باشید که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که یک چنین حکومتی در ایران سر کار بیاید. چون شرقی ها اصلا از یک حکومت سکولار وطن پرست خوششان نمی آید در این باره غرب و شرق با هم متحدند.
از طرف دیگر غنیمت داشتن خائن هایی مثل آخوندها بر سر حکومت فرصت آنچنان طلایی به غرب و شرق داده تا هر بلایی که آرزو می کردند سر ایران بیاورند ولی آن را محال می دیدند الان امکان پذیر بشود.
هیچ فرقه ای؛ گیریم حتی پا اندازها و جاکشها یا منحرفان جنسی و بیماران روانی یا چاقوکشان و قاتلان زنجیره ای و خلاصه هر فرقه ای که از آن کثیف تر و بی اخلاق تر نمی شود پیدا کرد باز حاضر نبود خیانتی را به ایران بکند که آخوندها با کمال رضایت و بدون مشکل عذاب وجدان انجام دادند و این را هم غرب می داند و هم شرق. در نتیجه این فرصت فقط یکبار است و آنهم حالا.
حالا این فرقه آخوند و آیت الله حکومت را بدست گرفته. اگر غرب و شرق بخواهند که خیلی هم می خواهند ایران تجزیه و متلاشی بشود الان وقتش است و اگر این فرصت از بین رفت دیگر نمی توانند هیچکس را به بی شرفی و خائنی آخوندها پیدا کنند که حاضر بشود اینگونه ناجوانمردانه به کشور خود ضربه بزند. در نتیجه وقتی غربی ها و شرقی ها ببینند که دیگر نمی شود با زور اسلحه و کمک های دیپلماتیک و تزریق دلارهای اوبامایی آخوندها را نجات بدهند باید ماشه را بکشند و ایران را بمباران فرشی کنند و بعد از کلنگی کردن ایران آن را تجزیه کنند تا اشتباه حکومت پهلوی ها را یکبار برای همیشه جبران و از وقوع مجدد آن برای همیشه جلوگیری کنند.
تنها سناریویی که هم با طرز فکر غربی ها، هم با عقل و هم با تمام روندهای ۴۴ سال گذشته منطبق است همین سناریوی تجزیه ایران است که ممکن است هر لحظه شروع آن کلید بخورد.
البته هنوز میلیونها ایرانی شیعه هنوز هست و باقی خواهد ماند که چه بسا استان مرکز را که نه نفت و گاز دارد و نه هیچ چیز بدرد بخور دیگری را همان جمهوری اسلامی باقی بگذارند برای آن دسته از ایرانی ها که هنوز گرفتار سر بریده حسین و تنبان نداشته فاطی اند و هم هر چند وقت یکبار یکجایی بمبی منفجر کنند تا عرب ها دائم ازشان اسلحه بخرند.
متاسفانه حرفهای شما را نمیتوان رد کرد اگر چه نومید کننده هستند. واقعیت اینست که ملت ایران در چهل و اندی سال گذشته روحیه مبارزه را کاملا از دست داده اند . البته مشکل فرهنگی نداشتن توان کار جمعی بین ایرانیان هم به این معضل استفاده کرده
استفاده غلط است درستش اضافه میباشد
گور پدر محمد و موسی ملت ایران دارند از دست میروند ……..
……………….
آخوندها از سال ۱۳۴۲ حدوداً ۶۰ سال پیش هدفشان را روی نابودی اسرائیل و یهودیان قفل کرده اند،
و در این راه ملت ایران را به سوی عملیات انتحاری در مقابل اسرائیل پیش می برند.
یکی از وظایف هر دولت دلسوز ملت سازی است. در زمان پهلوی تلاش قابل تقدیری برای ملت سازی شکل گرفت. از توجه به تاریخ کشور تا فرهنگهای مختلف محلی و بازتاب آنها در رسانه ملی باعث شد که مردم احساس همبستگی بیشتری به هم داشته باشند و نوعی غرور ملی در ملت ایجاد شود. این همان همبستگی ملی و حاصل آن ملت سازی بود که باعث شد در 57 نوعی اتحاد ملی علیه رژیم بوجود بیاید و انقلابیون ثمره آن ملت سازی را بچینند.
رژیم اسلامی که آن دوران را خوب به یاد دارد و از خطرات اتحاد ملی برای حکومتش آگاه است از روز اول در جهت عکس و ایجاد تفرقه تلاش کرده است و در بوق اختلافهای قومی و مذهبی و منطقه ای و جنسیتی و دیگر دسته بندی ها دمیده است و ملت را کوبیده و امت را تبلیغ نموده. با این همه بدآموزی باید به مردم ایران آفرین گفت که هنوز بارقه ای از ملی گرائی در آنها باقی مانده.
فقط میتوانم بگویم در فقدان یک دولت ملت ساز این بر گردن ما است که آن وظیفه را انجام دهیم و خوشبختانه دستاوردهای خوبی در رابطه با هویت ایرانی نصیبمان شده اما متاسفانه کوردلی هائی هم هست که در راستای خواست رژیم عمل کرده و باعث تفرقه میشود. من خوشبین هستم که ما داریم به لحظه نهائی نزدیک میشویم.
دلیل پشتیبانی و حمایت چپولها از داعشیعه،
و پیوند ایدئولوژیک چپولها و داعشیعه در محو اسرائیل.
https://www.balatarin.com/permlink/2022/6/2/5814165