تاریخ
دروغ قرن (۶)
اولین اقدام عجیب مصدق این بود که اعلام کرد من امنیت ندارم و لذا در مجلس متحصن میشوم! او رختخوابش را به مجلس منتقل کرد و در همانجا ساکن شد. دلیل تحصن مصدق را چند روایت مختلف نقل کرده اند. عده ای می گویند مصدق می ترسید انگلیسی ها بخاطر ملی کردن نفت او را ترور کنند. برخی می گویند فدائیان اسلام بخاطر اینکه هیچیک از اعضای آنها در دولت مصدق نبود اعلامیه تهدید آمیز داده بودند. اما حقیقت چیز دیگری بود. مصدق اصولا آدم بسیار متوهم و بدبینی بود. او خودش اظهار داشت که روزی با اتومبیل نخست وزیری برای رفتن به خانه همین که از ماشین پیاده شدم دیدم یک زن چادری که بچه ای در بغل داشت میخواست به ما نزدیک شود که با هوشیاری راننده و نگهبانان توطئه عوامل استعمار خنثی شد!!
آیا آخوندها را انگلیسی ها آوردند؟
حقیقت آن است که ما عادت کرده ایم بدون فکر و اندیشیدن و مراجعه به عقل و منطق، چیزهایی را باور کنیم که دوست داریم حقیقت باشند. زمان شاه دوست داشتیم هرکس کشته میشد تقصیرش را به گردن شاه بیاندازیم. صمد بهرنگی شنا بلد نبود و توی رودخانه خفه شد، دوست داشتیم باور کنیم که شاه او را کشته.
دروغ قرن (۵)
واقعا شرم بر همه کسانی که چنین خیانتی را مرتکب شدند و برای رسیدن به قدرت، بی اخلاقی و ناجوانمردی را در سپهر سیاسی ایران به اوج خود رساندند.
البته این لکه ننگ بر دامن محمدرضا شاه هم هست که آنقدر ترسو وزبون بود که نخست وزیر کشورش را دشمنان پدرش ترور کردند و او اعتراض نکرد و مقابل آنها ایستادگی نکرد.
دروغ قرن (۴)
مصدق و یارانش نمی دانستند مذاکره با طرف خارجی با کشتی گرفتن در زورخانه فرق دارد. در مذاکره با طرف خارجی باید واقع بین بود تا معامله برد-برد انجام بشود. با پرخاشگری و گزافه گویی هیچوقت طرف خارجی کوتاه نمی آید.
دروغ قرن (۳)
در طول 28 ماهی که مصدق حکومت کرد. یک قطره هم نفت صادر نشد بلکه با خروج انگلیس ها صنعت عظیم نفت تعطیل شد. زندگی مردم سخت تر شد. دولت همه ذخایر مالی را مصرف کرد و کلی بدهی بالا آورد. مصدق این اواخر حاضر شد با تخفیف 50% و دربرابر کالا نفت بفروشد که موفق نشد. در تاریخ ایران به این کار می گویند ملی کردن نفت!!
دروغ قرن (۲)
پس از اشغال ایران و تبعید شدن رضا شاه، کسانی که از رضا شاه ضربه خورده بودند فضا را برای عقده گشایی مناسب می دیدند و هرچیز را مشتمسک بدگویی هایشان از رضا شاه قرار میدادند از جمله همین قرارداد نفتی را.
محمد مصدق در سال 1323 درمجلس از این قرارداد بشدت انتقاد کرد و آنرا محصول دوره دیکتاتوری خواند و امضا کنندگان آنرا نوکر انگلیس و دشمن ملت ایران نامید!
در قسمتهای بعد خواهیم دید که همان شخصی که این قرارداد را ثمره دوره دیکتاتوری می نامید خودش چپونه دربرابر شرکت انگلیسی کیش ومات شد.
دروغ قرن (۱)
همه چیز بخوبی پیش میرفت اما کم کم مشکلات نمایان شد. اولین مشکل غارت اموال این شرکت توسط راهزنان در مناطق رامهرمز و بختیاری بود. چون در آن هنگام دولت مرکزی ضعیف بود، خوانین و قلدرها در استانها و مناطق دورتر از مرکز، تابع دولت نبودند و هرکاری که اراده میکردند انجام میدادند. بارها ماشین آلات و امکانات شرکت نفتی را به غارت می بردند و حتی تعدادی از کارکنان انگلیسی و هندی را نیز به گروگان و یا به قتل میرساندند.
رونمایی از سماور نفتی در ایران
دکتر پولاک، طبیب ناصرالدین شاه در اینباره مینویسد: مصرف چای امروز در شهرها چنان عمومیت دارد که به زحمت میتوان خانواده ثروتمندی یافت که در خانهاش ۱ سماور روسی نباشد. هر میهمان محترم و مثلا طبیب را به هنگام عیادتش
قیام ملی ۲۸مرداد به روایت روزنامه اطلاعات
من هم مثل خیلی از افراد تا همین اواخر خیال می کردم محمد مصدق یک شخصیت ملی بود که به پشتوانه مردم توانست نفت را ملی کند ولی امریکا و شاه او را کنار زدند و نام این عمل را کودتا گذاشتند. ما هیچوقت نپرسیدیم که کنار گذاشتن نخست وزیر از اختیارات شاه بود و به چه مناسبت تعویض یک نخست وزیر کودتا نام دارد.
