مجتهدی که اسبها بخاطر او اعتصاب غذا کردند

میگویند او زمانی که برای زیارت به مکه رفته بود سعی داشت مراسم را مطابق روش شیعیان برگزار کند و همین باعث اخلال در مراسم گردید و حاکمان مکه دستور دستگیری او را دادند اما او فرار کرد و در داخل تنوری پنهان شد تا سال بعد که دوباره حجاج آمدند و او خود را داخل جمعیت آنها کرد و از آنجا خارج شد و به قزوین برگشت.

Read more

مجتهدی که مثل لک لک هفت روز روی یک پا ایستاد

مشهور است که وقتی به زیارت حضرت امیر المومنین رفت چون به آستان مبارک رسید بر سنگی در برابر حرم مطهر تکیه داد و به یک پا ایستاد تا مدت هفت روز اصلا حرکت نکرد و چیزی نخورد و نیاشامید و منتظر رخصت زیارت می بود!!

Read more

آن خدابیامرز رفت و این روزها را ندید

به روایت آخوندا این دو امامزاده در سن 5 و 12 ساله بودند که احتمالا در اثر بیماری فوت کرده اند. بهمین خاطر در قبل از انقلاب خانم ها که به زیارت این امامزاده میرفتند چادر نمی پوشیدند چون می گفتند این دو بچه بالغ نبودند!

بعد از انقلاب از پول های نفت نصیب این امامزاده شد و برایش ضریح و گنبد و بارگاه درست کردند بطوریکه الان شده طرف حساب دانشگاه علوم پزشکی کشور!

Read more

مجتهدی که مخترع روضه خوانی بود

این آخوند که وقتی دید اوضاع بر وفق مرادش افتاده کتابی نوشت به نام “روضه الشهدا” که در آن چگونگی کشته شدن حسین در کربلا را با آب و تاب توضیح می دهد گویی در صحرای کربلا دوربین کار گذاشته بوده و همه اتفاقات را لحظه به لحظه گزارش داده است.

از آنجا که این شخص مورد توجه سلطان هرات بوده، در حضور درباریان به خواندن این کتاب میکرده و مورد استقبال دیگران قرار میگرفته است. کم کم دیگر ملاها که حافظه خوبی داشتند و یا سواد خواندن داشتن در بالای منبرها شروع می کنند به خواندن داستان های این کتاب.

یعنی هرکس بلد بوده کتاب روضه الشهدا را بخواند به او عنوان روضه خوان لقب میدادند و این شغل روضه خوانی سالها در روستاها رواج یافت تا آنکه در دوره قاجار مورد حمایت شاهان قرار گرفت و به مساجد و محافل شهری هم سرایت کرد.

Read more

مجتهدی که در مرگش، خون از پستان مادرش می چکید!

باور کنید من اگر فیلمساز بودم میرفتم داستان هایی که آخوندها در طول قرن ها برای مردم بیسواد و ناآگاه نقل کرده اند و در کتابهایشان نوشته اند را بصورت سریال تلویزیونی درمی آوردم. سوژه های اینها دست هالیوود را از پشت می بندد. از بس خفن و منحصر به فرد هستند.

Read more

مجتهدی که واقعا روی گُرده مردم نشست

توی وبسایت خبرگزاری حوزه ماجرای مضحکی از کرامات آیت الله مرعشی نجفی نوشته که عینا برایتان می آورم. فقط یاداوری می کنم که این مرعشی کسی بود که اوایل انقلاب یعنی زمانی که هنوز داشتند پیش نویس قانون اساسی را تنظیم میکردند بهمراه یکی دو نفر از همپالگی های خود رفتند پیش خمینی و روی این نکته تاکید کردند که حتما باید در قانون اساسی دین و مذهب رسمی کشور شیعه اثنی عشری باشد و رئیس جمهور نیز باید شیعه باشد و الا من کفن پوش می شوم و به خیابان می آیم.

Read more

مجتهدی که زن اصفهانیش حالش را گرفت

یکی از آخوندهای بزرگ شیعه شخصی بوده به نام صاحب بن عباد.

حالا شما به نامش فقط دقت کنید ببینید این کجایش ایرانی بوده؟

این حضرت آقا وزیر آل بویه بوده و آخوندها معتقدند که او بود که مذهب مردم اصفهان را از سنی به شیعه برگرداند. در کتابهای آخوندها او ملقب است به صاحب.

Read more

مجتهدی که بیضه همسایه را متورم کرد

نقل است كه، وقتى يكى از همسايگان آن مرحوم به لهو و لعب و ساز و طرب اشتغال داشت، حاجى مرحوم يكى از ملازمان خود را فرستاد نزد او، كه اين عمل را ترك كن.

آن شخص در جواب گفت: به آقاى خود بگو كه، غل به خايه من بگذارد!

آن شخص همين مطلب راعینا به مرحوم حاجى عرضه داشت. آن بزرگوار چون وقت ظهر شد به مسجد رفت بعد از نماز موعظه فرمود و بعد از موعظه دعا فرمود و عرض كرد كه، خدايا من كه صنعت (آهنگری) نمى دانم كه غل به خايه او بگذارم.خودت بیضه اش را غل ببند بحق محمد و آل محمد!

فورا بيضه آن شخص، ورم كرده و كم كم بزرگ شد و در همان شب به هلاكت رسيد.

Read more