تاریخ شفاهی هاروارد | گفتگو با هما ناطق – نویسنده، پژوهشگر، مورخ و استاد دانشگاه در رشته تاریخ
نویسنده ، پژوهشگر ، مورخ و استاد دانشگاه در رشته تاریخ
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۹۸۴
نویسنده ، پژوهشگر ، مورخ و استاد دانشگاه در رشته تاریخ
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۹۸۴
بنگر که در همه این احوال، از سوی روحانیانِ خوب یا بد، حتی یک کلمه در پشتیبانی از تمامیت ارضی ایران به گوش نخورد. استدلالشان اینکه اسلام جهانی است و حد و مرز نمی شناسد. پس چه ایرانی، چه انگلیسی! بدینسان چنانکه پیشتر گفتیم، مجتهد اصفهان در همسوئی با انگلیسها، بی دریغ به سود دشمنان ایران فتوا داد و آنچنان از جان و دل به سود دشمن خدمت کرد که از دیدگاه انگلیسها در چهرۀ یک “رجل سیاسی” جلوهگر آمد.
آشکارترین اتحاد میان مجتهدان، لوطیان و انگلیسها را در نقشه جدا کردن هرات و همدستی با مجتهد اصفهان سید باقر شفتی می یابیم، که به زمانه فتحعلیشاه سر برآورد و سرانجام به ضرب قشون محمد شاه از پای درآمد.
دربارۀ هرات پیمان انگلیسها با مجتهد و لوطیان اصفهان نخست بر سر جدا کردن این ولایت بود. می دانیم که جدا کردن خرمشهر و بوشهر و بلوچستان را هم در سر داشتند، که در جای خود اشاره خواهیم داد. در رابطه با هرات، دولت روسیه یکسره از دولت ایران پشتیبانی می کرد و دولت انگلیس از افغانستان.
توضیح: خانم هما ناطق در ادامه مقاله اش اشاره ای دارد به ماجرای همدستی مجتهدین و انگلیس برای تجزیه ایران. بهتر از خودتان ماجرا را از قلم ایشان بخوانید. لازم به ذکر است که من مجبور شدم آنرا خلاصه کنم:
هر جا که آخوندی سر بلند می کرد و قشونی از لوطیان آراست، نمایندههای سیاسی انگلیسها را در کنار و یار و یاور خود می دید. نمونهها کم نیستند. به مثل، به زمانه عباس میرزا ولیعهد، در ۱٨۲٨ میلادی، یعنی
“مقامات مذهبی”، بویژه در نیمه یکم سدۀ نوزده، از این اوباش “به عنوان گروههای ضربت” استفاده می کردند. هم بدان معنا که به هنگام تسویهحساب با این و آن و یا در رقابت “با قدرت حاکم” از سپاه لوطی بهره می گرفتند، اجیرشان می کردند، به دزدی و کشتن رقیب وا می داشتند، و یا در جهت غصب املاک به روستاها می فرستادند. حتی دربار و اهل دادوستد هم به هنگام نیاز دست به دامن الواط می شدند. بدینسان در ناخرسندیهای اجتماعی و “شورش عوام” لوطیان را در جهت سرکوب به کار می گرفتند و اجرت می دادند. به گواه یحیی دولتآبادی کمتر”روحانی متنفذی” بود که لوطیان چماقدار خود را نداشته باشد. این قشون مسلّح را کوچکترین بهرهای از سواد و اصول دین نبود. جملگی آزمند پول بودند و نان و آبشان از اجیر شدن به راه دستبرد به املاک و اموال مردم فراهم می آمد. هر جا هم که رقیبی و مخالفی سر بلند می کرد، به آسانی سربه نیست می کردند.
زنده یاد هما ناطق که پزوهشگر تاریخ و نویسنده ای توانا بود کتابی دارد به نام “روحانیت، از پراکندگی تا قدرت” که تاریخچه فشرده ای از سیر تحول طبقه روحانیون ایران را ارائه میدهد. بدلیل اطلاعات مفیدی که در این کتاب هست تصمیم گرفتم بخشهای مهم آنرا در چند بخش تقدیم خوانندگان کنم.