فیروز نجومی
شبهای مردگان!
انقلاب مقدس اسلامی، انقلابی که نظام شاهنشاهی را واژگون ساخت و نهال نکبت و مصیبت را کاشت، از چهل سالگی گذر کرده و ترسم که به پنجاه سالکی و ماورای آن نیز برسد. آیا میتوان رمز بقای این نظام را
کدامیک را باید براندازی کرد: دین یا قدرت!؟
42 سال از حکومت دین بر جامعه ما گذشته است، هنوز نمیتوانیم با یقین باین سوال پاسخ بگوییم که دشمن ملت، دین است یا قدرت و یا هر دو باهم.
عاشورای خونین آبان 98 و یزید زمان! فیروز نجومی
اگر در عاشورای حسینی، امام حسین و اعضاز خانواده و یارانش، جمعا 72 نفر، بدست لشگر یرید بن معاویه، خلیفه مسلین کشته شدند، در آبان ماه 98 تعدا نامعلومی از مردم این سر زمین در خیابانها و کوچه پس کوچه های شهرها و حتی نیزارها، بدست لشگر جانشین امام، آخوند خامنه ای، در سراسر کشور بخاک و خون خود غلتیدند.
براندازی دین: اندیشه ای ممنوع!
این چوب که بر پیکر ملت ما فرود میآید، بدلیل ارتکاب به چه گناهی نا بخشودنی جسم و جان مان را مجروح و زخمین میسازد؟ چه خطائی از ما سر زده است که شایسته چنین تنبیه و مجازاتی باشیم. نکبت
درون از دین تهی دار تا بتوانی بپا خیزی! فیروز نجومی
حکومت دین هرگز ما را رها نخواهد ساخت، اگرما خود را از یوغ حکومت دین، از سلطه اش بر خودآگاه و نا خودآگاه، خویشتن را رها نکنیم
بد حجابی بازتاب اراده معطوف به آزادی و خود آئینی!
فیروز نجومی- اظهارات امام جمعه و ولی فقیه در اصفهان، ، یوسف طبایی طبائی نژاد، خطاب به نیروهای انتظامی، مبنی بر نا امن ساختن فضا برای “بدحجابان” و پس از آن بیانات امام جمعه خراسان شمالی، ابولفاسم بعقوبی، در خطبه
رنسانس: نبرد روشنایی با تاریکی – فیروز نجومی
“روحانیت” برهبری ولی فقیه از بدو صعودش بر منبر قدرت، پیوسته متهم گردیده است که نسخه ای تقلبی از “اسلام” را ارائه داده است، نسخه ای که با اسلام اصیل تفاوت بسیار دارد. که حکومت آخوندی کوچکترین شباهتی به اسلام
ویروس دین؛ را چاره چیست؟
بنظر میرسد که مردم ایران، حد اقل بخش قابل ملاحظه ای از انها نسبت به گرفتاری در چنگال بیرحم کرونا نه اعتنایی دارند و نه در دل چندان بیم و هراسی، نه از سر تغافل و نادانی بلکه از سر عادت و عادی بودن آلودگی به ویروس، آلودگی به ویروس دین اسلام ناب محمدی، بیش از چهل و یکسال. که انتشار ویروس دین اسلام و بسیار شباهت دارد با ظهور کرونا در سراسر جهان.
ما همه از تبار “زندیقان” هستیم!
تاریخ نشان میدهد که نظام های ایدئولوژیک، نظام هایی نیستند که بسادگی فرو ریزند، مگر بر پی و ستونهای بنیادین ساختار آن ایدئولوژی ضرباتی فرود آوری که اگر ویران نکند به ناگهانی، آنرا چنان ضعیف کند که بزحمت نفس بر
