ماجرای عده ای که میخواستند تعطیلات بروند شمال
چند نفر میخواستند تعطیلات بروند شمال. قرار شد هرکس چیزی بیاورد. اما یکی از آنها شب قبل گفت: نمی توانم بیام. بقیه گفتند: مهم نیست. ما خودمان میریم. اما اشکال کارشان این بود که: آن کسی که گفت نمیام، هم
چند نفر میخواستند تعطیلات بروند شمال. قرار شد هرکس چیزی بیاورد. اما یکی از آنها شب قبل گفت: نمی توانم بیام. بقیه گفتند: مهم نیست. ما خودمان میریم. اما اشکال کارشان این بود که: آن کسی که گفت نمیام، هم