زمانی که شپش از سر و کول ما بالا می رفت
«یادمه محصل سال چهارم دبیرستان نظام تهران بودم، کیسه ای کافور به ما دادند آنها را به سینه مان آویزان میکردیم، چون شپش از بوی آن بدش میآمد.»
«یادمه محصل سال چهارم دبیرستان نظام تهران بودم، کیسه ای کافور به ما دادند آنها را به سینه مان آویزان میکردیم، چون شپش از بوی آن بدش میآمد.»