مجتهدی که کلید چمدانش را خدا دزدیده بود!
سفر حج که خداوند میسر فرمود با هواپیما از کویت برای جده حرکت نمودم ، نزدیک جده که رسید به وسیله بلندگو اعلان کردند که چند دقیقه دیگر به جده می رسیم و باید هرکس چمدان خود را همراه برداشته وآماده تفتیش باشد.
دست در جیب خود نمودم که کلید چمدان را بیرون بیاورم دیدم نیست ، متوجه شدم که در منزل فراموش کرده ام همراه بیاورم ، سخت ناراحت شدم ، عرض کردم پروردگارا ! من میهمان تو هستم و ساعت دیگر می خواهم برای دخول خانه ات مُحرم شوم لباس احرامی هم در چمدانست با نبودن کلید چکنم ؟
می فرمود به خدای لاشریک له در آن لحظه ناگهان کلید از آسمان در دامن من افتاد به طوری که رفیقم که پهلوی من نشسته بود متوجه شد و پرسید چی بود ؟
