مجتهدی که کلید چمدانش را خدا دزدیده بود!

سفر حج که خداوند میسر فرمود با هواپیما از کویت برای جده حرکت نمودم ، نزدیک جده که رسید به وسیله بلندگو اعلان کردند که چند دقیقه دیگر به جده می رسیم و باید هرکس چمدان خود را همراه برداشته وآماده تفتیش باشد.

دست در جیب خود نمودم که کلید چمدان را بیرون بیاورم دیدم نیست ، متوجه شدم که در منزل فراموش کرده ام همراه بیاورم ، سخت ناراحت شدم ، عرض کردم پروردگارا ! من میهمان تو هستم و ساعت دیگر می خواهم برای دخول خانه ات مُحرم شوم لباس احرامی هم در چمدانست با نبودن کلید چکنم ؟

می فرمود به خدای لاشریک له در آن لحظه ناگهان کلید از آسمان در دامن من افتاد به طوری که رفیقم که پهلوی من نشسته بود متوجه شد و پرسید چی بود ؟

Read more

مجتهدی که کاشف واکسن آنفولانزا بود

در مرض عمومی آنفلوآنزا که بیشتر اهالی شیراز به آن مبتلا شدند ( محرم 1337 هجری قمری ) من و اهل خانه ام همه مبتلا شدیم و من از شدت مرض بیهوش شدم ، در آن حال سید جلیل مرحوم آقا سید میرزا ( امام جماعت مسجد فتح ) را دیدم که در مسجد وکیل پس از نماز جماعت به یک نفر فرمود که به مردم بگو دست راست خود را بر دو شقیقه خود گذارید و آیه شریفه : ( وَنُنَزِّل مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَلا یَزیدُ الظّالِمینَ اِلاّخَساراً )  را هفت مرتبه بخوانید و بر هرکه بخوانید خداشفا می دهد .

Read more