سخن گفتن قبر با مومن و کافر
در کتاب اصول كافى روایت شده است از امام صادق (عليهالسلام) كه فرمود: نيست محل قبرى مگر آن كه هر روز، سه مرتبه سخن می گويد كه منم خانه خالى، منم خانه كهنه كننده، منم خانه كرم، فرمود: چون بنده
در کتاب اصول كافى روایت شده است از امام صادق (عليهالسلام) كه فرمود: نيست محل قبرى مگر آن كه هر روز، سه مرتبه سخن می گويد كه منم خانه خالى، منم خانه كهنه كننده، منم خانه كرم، فرمود: چون بنده
دو نفر مرد در حضور امیر مؤمنان علی(ع) آمدند، آن حضرت، برای هر کدام از آنها، تشکی انداخت، یکی از آنها روی آن نشست، ولی دیگری از نشستن روی آن خودداری کرد.امام علی(ع) به او فرمود: بر آن بنشین، “فانه
آیت الله العظمی اراکی میفرمودند: من هرگاه مشکلی پیدا میکنم یک دور تسبیح صلوات می فرستم و ثواب آن را نثار ائمه اطهار و چهارده معصوم علیهم السلام میکنم آنگاه مشکل من به آسانی حل می شود!
از مرحوم آقا نورالدین اراکی – رحمت الله علیه – نقل میکردند که : صاحب جواهر (صاحب جواهر نام یکی از آخوندهای پدرسوخته دوره قاجار است که کتاب جواهر الکلام را نوشته) به کسی اجازه اجتهاد نمی داد . یکی از اهل علم( به طلبه ها میگویند اهل علم!!) ، وقتیکه قصدمیکند که به وطن باز گردد از ایشان می خواهد که به او اجازه اجتهاد بدهند . صاحب جواهر حاضر نمی شود و در این زمینه تلاش او هم به نتیجه ای نمی رسد .
عاقبت به صاحب جواهر عرض میکند :هر طور که میل دارید اجازه بدهید !
مرحوم حاج شیخ حسنعلی تهرانی که از اوتادو بزرگان و شاگردان میرزای شیرازی بود نقل فرمود که :
در نجف اشرف تحصیل میکردم و برادرم که ساکن تهران بود و گویا لباس مخصوص درباریان و شاه را تهیه و از این راه امرار معاش میکرد و وضع مالی اوخوب بود ماهانه مبلغی جهت مخارج زندگی می فرستاد تا از تحصیل فارغ شدم و به خراسان آمدم .
محمد بن یوسف می گوید: در پشتم دمل و زخمی سخت پدید آمد، به پزشکان متعدد مراجعه کردم و به دستور آنها عمل نمودم، ولی نتیجه نگرفتم، سرانجام به اتفاق گفتند: ما در مورد این درد، دوائی نیافتیم.
نامه ای برای ناحیه مقدسه امام زمان(ع) نوشتم و از آقا درخواست دعا نمودم، جواب نامه آمد و در آن نوشته بود: خداوند لباس عافیت به تو بپوشاند و تو را در دنیا و آخرت با ما قرار دهد.
یک هفته نگذشت که به طور کلی آن زخم برطرف شد و جای آن مثل کف دستم، صاف گردید، محل زخم را به یکی از پزشکان آشنا نشان دادم، او گفت: ما برای این نوع زخم و درد داروئی را نمی شناسیم.
آیت الله آقای حاج سیداحمد خوانساری فرمودند: در زمان مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری روزی به من گفت : بیا باهم کتاب حج را مباحثه کنیم . من هم قبول کردم لذا روزها در مسجدعشقعلی با هم مباحثه حج
میرزای شیرازی بزرگ در آخرین بیماری خویش ، حالشان سخت می شود . در آن زمان تلگرافهای بسیاری از مقامات داخلی و خارجی خدمت ایشان مخابره می شده است ، وقتی تلگرافها را برای ایشان می خواندند که مثلا فلان مقام عالی سیاسی ترکیه یا فلان سفیر برای شما تلگراف فرستاده و جویای حال شما شده است ، هیچ پاسخ نمی دادند .
احمد ابن اسحاق از ارادتمندان امام حسن عسگری به خدما ان امام بزرگوار رسید و عرض کرد:
قربانت گردم، مطلبی در خاطر دارم و به خاطر آن غمگین هستم، می خواستم از پدرتان بپرسم، توفیق نیافتم، اکنون می خواهم از شما بپرسم.
امام حسن: آن مطلب چیست؟
احمد بن اسحاق: ای مولای من، راویان از پدران شما برای ما نقل کرده اند که: خوابیدن پیامبر بر پشت است، مؤمنان به طرف راست می خوابند، و منافقان به طرف چپ می خوابند، و شیطانها به رو و دمر می خوابند.
امام حسن: این روایت درست است.
احمد بن اسحاق: ای مولای من! هرچه می کنم که در طرف راست بخوابم، نمی توانم و خوابم نمی برد.
احمد می گوید: امام حسن عسگری(ع) پس از ساعتی سکوت فرمود: