ماجرای عده ای که میخواستند تعطیلات بروند شمال
چند نفر میخواستند تعطیلات بروند شمال. قرار شد هرکس چیزی بیاورد. اما یکی از آنها شب قبل گفت: نمی توانم بیام. بقیه گفتند: مهم نیست. ما خودمان میریم. اما اشکال کارشان این بود که: آن کسی که گفت نمیام، هم
چند نفر میخواستند تعطیلات بروند شمال. قرار شد هرکس چیزی بیاورد. اما یکی از آنها شب قبل گفت: نمی توانم بیام. بقیه گفتند: مهم نیست. ما خودمان میریم. اما اشکال کارشان این بود که: آن کسی که گفت نمیام، هم
پس از فرونشستن گرد و خاک منشورسازها و منشوربازان، خبر سفر شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل میتواند بهترین خبر این روزهای بد باشد. این سفر به خودی خود نوعی تابوشکنی است. ارتجاع سرخ و سیاه و طرفداران مخ لص ایشان
در این نوشته توضیح میدهم که چرا حملات شیمیایی به مدارس یک طرح امنیتی از سوی مستشاران روسی در تهران است که طراح آن روسیه است و مجری آن اطلاعات سپاه. سعی میکنم سه موضوع را بطور خلاصه شرح دهم:
فراخوان تشکلهای دانشجویی ایران برای تجمع اعتراضی علیه «حجاب اجباری» در روز ۲۶ فروردین را باید از همین ثانیه هایی که میگذرد با تمام توان نشر و بازنشر کرد و نگذاشت خون جوانانی که در این سالهای سیاه _ به
در این دو ماهی که از حملات شیمیایی ادامه دار اسید پاش ها به مدارس دخترانه گذشته است، هیچکدام از این بیانیه نویس ها و منشور سازان و قانون اساسی نویسان که فقط دلشان خوش است برای پس از براندازی
پس از مدتها تحمل و سعه صدر شاهزاده رضا پهلوی که چند کوتوله سیاسی را در کنار خود نشانده بود و شورایی به نام همبستگی را شکل داده بودند، بدلیل تمامیت خواهی و غیردمکراتیک بودن همان کوتوله ها در پذیرش
گاهی برخی از بلا و مصیبتها آنقدر بزرگند که باورش سخت است و انسان سعی می کند به خود تلقین کند که نه چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. مثل مرگ عزیزی که تا مدتها پذیرش واقعیت برای اطرافیان سخت است.