سر کار گذاشتن حضرت علی توسط جبرئیل
روایت شده که روزی حضرت امیر(ع) در بصره بالا منبر رفت و فرمود«ایها الناس سلونی قبل ان تفقدونی اسئلونی عن طرق السماء فانی اعرف بها عن طرق الارض» (ترجمه: ای مردم هر چه سوال و پرسش در باره هر موضوعی
روایت شده که روزی حضرت امیر(ع) در بصره بالا منبر رفت و فرمود«ایها الناس سلونی قبل ان تفقدونی اسئلونی عن طرق السماء فانی اعرف بها عن طرق الارض» (ترجمه: ای مردم هر چه سوال و پرسش در باره هر موضوعی
بجان خودم این آخوندها در مزخرف گویی بی نظیرند. من هرچه استعداد و توانایی طنز خودم را هم به کار بیاندازم هرگز نمی توانم به اندازه یک روایت نوشته شده توسط علامه مجلسی چرت و پرت خلق کنم. برویم سراغ
نتانیاهو: در حال ایجاد ترتیبات لازم برای مسلمانان اماراتی هستیم تا برای زیارت به اورشلیم آمده و در مسجد الاقصی نماز بخوانند.
در مدینة المعاجز از عمار یاسر روایت کرده اند که گفت به اتفاق حضرت امیر(ع) به یکی از غزوات می رفتیم. به یک بیابان و صحرایی رسیدیم که مملو از مورچه بود، گفتم یا علی آیا میان خلق کسی هست که عدد این مورچه ها را بداند؟
فرمود بلی من می شناسم کسی را که عدد آنها را و نر و ماده آنها را هم می داند. گفتم آن کس کیست؟
فرمود من آن امام مبین هستم!!!
مبحث شناخت دیکتاتورها بیشتر حول و حوش حکومت جمهوری اسلامی که در عصر حاضر سرآمد تمام دیکتاتوریهای اعصار و قرون است ادامه خواهد داشت.
چهل سال تجربه زندگی زیر سایه جمهوری اسلامی بخوبی نشان داد که اصلا هیج یک از حرفها و قول و قرارها و پیش بینی های آخوندها قابل اطمینان نیست و در هر شرایطی بلدند برای محقق نشدن وعده هایشان یک بامبولی سرهم کنند.
راستش را بخواهید ریشه این حقه بازیها و پدرسوختگی اینها در روایات و احادیث نهفته است. برویم و به دو تا از این روایات نگاهی بیاندازیم:
خانومی که در ویدئوی اول ماجرای زنهای یاکوزای ژاپن رو روایت میکنه برای اینکه به این اطلاعات دسترسی پیدا کنه به مدت ۶ سال در نقش “اسکورت” در ژاپن فعالیت میکنه تا بتونه به درون این گروه مافیایی راه پیدا
آيهآلله العظمي حاج شيخ محمدابراهيم رباني بيرجندي مهموييمخفف: آحشماربم (۸ حرف) پینوشت: به اون خدا بیامرز که اونهمه خدمت به این مملکت کرد یک “اعلی حضرت” (اونهم ۸ حرف) ناقابل میگفتند چپولها آسمون رو به زمین رسونده بودن که اینهمه
روزی رسول خدا(ص) از کوچه های مدینه می گذشت. جوانی شیشه شرابی در دست داشت. چون رسول خدا(ص) را دید ترسید و توبه کرد که دیگر شراب نخورد!
حضرت پرسید در این شیشه چیست؟ عرض کرد سرکه است. حضرت قدری از آن گرفته چشید. صحابه نیز از آن چشیدند.سرکه بسیار خوبی بود! همه تعریف کردند!