نویسنده: WATERS
کنسرت همایون شجریان ۴ خرداد ۱۳۹۹ – هوای گریه
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک به من هر
واسه مُردَن هم باید رفت تو صف…
روزایِ روشن خداحافظ سرزمینِ من خداحافظ روزایِ خوبت بگو کجا رفت؟ تو قصّه ها رفت، یا از اینجا رفت؟ انگار که اینجا هیشکی زنده نیست گریه فراوون، وقتِ خنده نیست گونه ها خیسه؛ دِلا پاییزه بارونِ
با نامِ خدا خانه خرابم کردند…
با نامِ خُدا خانه خرابم کردند، چون برگِ خزان پا به رکابم کردندبر چهرۀ خورشید نقاب افکندند، با تیغِ برهنه در حجابم کردندچون مارِ سپید و سیه عمّامه به سر، وحشت به دل از نقشِ طنابم کردنددین، تکیه
