مزخرفات شیعه
مجتهدی که ماریجوانا کشیده بود، آدمها را بصورت بزغاله میدید
به محض ورود به بازار بزغاله های بسیاری را دیدم و دانستم که آنها همان اهل بازار هستند وحشت مرا فرا گرفت. فقط دو نفر را به صورت انسان مشاهده نمودم یکی آقا سیدجعفر ساعت ساز که شغلش تعمیر و فروش ساعت بود و دیگری شغلش ترمه فروشی اما بقیه همگی حیوان بودند. در حالی که می رفتم از ترس عبای خود را روی سرم کشیدم تا کسی را نبینم. ولی از از دیدن پای افرادی که از کنارم می گذشتند وحشت می کردم تا اینکه نزدیک حمام شاه رسیدم و احساس کردم که از ترس دیگر قادر به حرکت نیستم. به مدرسه بازگشتم استادم آقای سیدمحمدرضا خراسانی (ره) مرا دید و گفت: چه پیش آمده است؟ دعوا کرده ای که رنگ صورتت تغییر کرده؟
Read moreبه همین سادگی
در فقه شیعه، به وسیله ای که با آن بتوان گناه کرد آلت معصیت می گویند و خرید و فروش و نگهداری آن هم حرام است. مثل ابزار موسیقی که سازنده و فروشنده و استفاده کننده و نگهداری کننده همگی
Read moreدانشمند هم دانشمندان قدیم
در کتاب مفتاح الجنة روایت شده است که روزی امیرالمؤمنین علیه السلام با یک نفر مرد دانشمندی در راهی همراه شدند و در همه جا با هم بودند تا این که به رود خانه بزرگی رسیدند، آن حضرت دید مرد دانشمند عبای خود را بر روی آب انداخت و از آب گذشت و پاهایش با آب تر نشد.
وقتی دانشمند به آن طرف آب رسید به امیرالمؤمنین علی علیه السلام خطاب کرد، و گفت: ای مرد اگر تو نیز می دانستی آنچه که من می دانم و بر زبان جاری می کردی آنچه که من جاری کردم هر آینه از آب می گذشتی، و قدمت تر نمی شد.
Read moreطریقه آبگوشت درست کردن اهل بیت
روزی مقداد علیه الرحمه وارد منزل سلمان فارسی شد. دید که دیگی در بالای سنگ گذاشته و دیگ بدون آتش خود به خود می جوشد. مقداد در تعجب ماند که دیگ بدون آتش چطور خود به خود می جوشد.
پس قدری صحبت نمودند، ناگاه دید که آب دیگ چنان غلیان و فوران میکند که اندک ماند از دیگ بالا شده و فرو ریزد. سلمان به مقداد گفت برخیز دیگ را از غلیان و فوران خاموش کن تا آبش ریخته نشود. مقداد برخاست به هر طرف منزل نگاه نگاه کرد چیزی نیافت که میان دیگ داخل کرده غلیانش را فرو نشاند. معطل ماند در آن حال دید که جناب سلمان فارسی آمد و دست خود را در میان دیگ جوشان داخل نمود و با دست خود گوشت و آبش آن قدر آمیخت که دیگ از فوران افتاد.
Read moreکشف آثار حضرت علی در چین
در کتاب مفتاح الجنة به سند صحیح از محمد بن سنان منقول است که گفت:روزی به خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رفتم چون نشستم خبر آوردند، که یابن رسول الله شخصی از اهل چین در جلوی در ایستاده، فرمود:اذن
Read moreنمونه ای از دانش و علوم اسلامی
در کتاب تحفه جناب ملا محمد جعفر غدائی از کتب معتبره منقولست که وقتی جبرئیل از خداوند در خواست نمود که می خواهم از منبع جمیع آبهای روی زمین مطلع باشم، خطاب رسید که از کنار شط فرات روانه شو
Read moreآخر و عاقبت ابن ملجم
روزی مرغی را دیدم در بالای سنگی فرود آمد و ربع انسانی را قی کرد و رفت
Read moreبا صلوات بر محمد، دیگر نیازی به آتش نشان نیست
در کتاب مفتاح الجنة مرویست که در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله شخصی ماهی مرده ای را از بازار گرفته به خانه اش آورده و با زن آتش افروخته و ماهی را بر روی آتش انداختند، تا
Read moreمجتهدی که نمی گذاشت همسایه ها بخوابند
ین بزرگوار (یعنی حجة الاسلام شفتی) از نیمه شب تا صبح، به گریه و زاری و تضرّع اشتغال داشت و در صحن کتابخانه اش، مانند دیوانگان می گردید و دعا و مناجات می خواند و بر سر و سینه می زد تا صبح، و چنان صدای گریه او بلند بود که اگر همسایه ها بیدار می شدند و می شنیدند. بالأخره، از کثرت گریه و زاری، در اواخر عمر به بیماری «باد فتق» مبتلا شده بود و پزشکان هر چه معالجه کردند سودی نبخشید.
Read more