راهی که خامنه ای می رود همان راه مصدق است

خامنه ای همان راهی را می رود که مصدق در ۸۰ سال پیش پیمود. وقتی کسی در توهم باشد هم خود را به هلاکت می اندازد و هم چند میلیون نفر را گرفتار سختی و فقر و مرارت می کند.

Read more

جوان بیچاره را بخاطر متلک به فلسطینی ها کشتند!

در کتاب خاطرات یکی از تروریستهای سازمان مجاهدین از قتل یک جوان ۱۹ ساله به نام مرتضی هودشتیان نام می برد. او نوشته که در قبل از انقلاب دولت عراق با حکومت ایران دشمنی داشت و بهمین خاطر حاضر بود

Read more

حاضرخوری مجاهدین از دادگاه حمید نوری

امروز که حکم محکومیت حمید نوری اعلام شد، مجاهدین در بیرون دادگاه لشگر کشی کرده و با سردادن شعارهایی همچون درود بر مجاهد، درود بر رجوی این پیروزی را به حساب درایت خانم رجوی و برادر مسعود که اصلا معلوم نیست کدام دخمه ای قایم شده گذاشتند.

Read more

آیا می دانستید مجاهدین در قبل از انقلاب نیز هواپیماربایی میکردند؟

بطور خلاصه اینکه مجاهدین با سازمان تروریستی فتح ( سازمان آزادیبخش فلسطین) توافق کرده بود تا جوانان ایرانی را جذب و به اردوگاههای فلسطینی بفرستد تا در آنجا آموزش تروریستی ببینند. چند گروه موفق میشوند و خود را به آنجا می رسانند. اما یک گروه دانشجو بخاطر اینکه پاسپورت نمی توانستند بگیرند قاچاقی با بلم به دوبی رفتند تا از آنجا به لبنان بروند اما گیر ماموران امنیتی دوبی می افتند و قرار میشود آنها را سوار هواپیمای مسافربی ایرانی کرده به ایران بازگردانند.

اما چند نفر از اعضای سازمان باخبر میشوند و با خود بمب ناپالم!! به داخل هواپیمای مسافربری می برند و هواپیما را در آسمان می دزدند و به عراق می برند. این در شرایطی بود که بین ایران و عراق بر سر اروند رود کشمکش هایی وجود داشت.

Read more

نفش سعید حجاریان در بازجویی و اعدام افسران ارتش

حجاریان، که به گفته خود پس از دستگیری افسران کودتاچی، مسئولیت مدیریت بازجویی را داشت، گفته است که سه روز مانده به کودتا، چند نفر از افسران خبر کودتا را لو دادند. ما در ستاد مشترک ستاد خنثی سازی تشکیل دادیم و ترکیبی از سپاه و کمیته ستاد مشترک و کمیته بهارستان در این ستاد حضورداشتند و عملیات دستگیریها را هم سپاه عهده دار شد. شب کودتا به آقای ریشهری گفتم که میخواهد کودتا شود.

Read more

چگونه نویسنده فرمان مشروطه مفسد فی الارض شد؟

بعد زا یکی دو سال کشمکش و محاصره اقتصادی ایران، مشکلات و تنگناهای اقتصادی گریبانگیر دولت مصدق شد و او قادر به بازکردن گره هایی که خود ایجاد کرده بود نبود و به همین خاطر هر روز عصبانی تر و تهاجمی تر میشد. او زمانی که از دادگاه لاهه به ایران بازگشت نامه ای به شاه نوشت و گفت یا پست وزارت جنگ را هم باید به من بدهی و یا من استعفا می دهم. شاه هم قبول نکرد و در نتیجه مصدق استعفا داد. شاه احمد قوام را برای پست نخست وزیری معرفی کرد.

کاشانی که در این دوره همه کاره مجلس بود و از قبل خصومت شخصی با قوام داشت همراه مصدق شد و با تحریک بازاریان شورش بزرگی به راه انداخت. کاشانی مردم را بر ضد حکومت قوام و بازگرداندن مصدق فرا خواند و اظهار داشت دکتر مصدق به اختیار خود استعفا نداده بلکه نگذاشتند کار کند! بهرحال در 28 تیرماه اعلامیه ها برای جهاد علیه حکومت کفر در بازار پخش شد و بازار تهران و شهرستانها تعطیل شدند. در روزهای 29 و 30 تیرماه حزب توده و دیگر عناصر سودجو و فرصت طلب هم به این اعتراضات پیوستند و رویداد خونین سی ام تیرماه را به بار آوردند که دست کم 22 کشته و 96 مفقودالاثر و صدها زخمی بذ جای نهاد.

قوام که این وضعیت را دید و سن و سالی هم از او می گذشت بی درنگ به نزد شاه رفت و استعفای خود را تقدیم شاه کرد.

عصر همان روز هزاران نفر پیرامون خانه مصدق جمع شدند و شعار یامرگ یامصدق سردادند و خواهان بازگشت مصدق به قدرت شدند. رووز بعد عده ای از نمایندگان مجلس به نزد شاه رفتند و گفتند تنها راه بازگشت آرامش این است که دوباره مصدق به قدرت برگردد. شاه هم ناچارا قبول کرد و حتی پست وزارت جنگ (یعنی اختیار ارتش) را هم به او داد.

این بار مصدق با اعتماد بنفس بالایی وارد صحنه شد و یک ماده واحده را به مجلس برد وقیام سی ام تیر سال 1331 را بعنوان قیام مقدس ملی بتصویب رساند و طبق همین قانون قوام بیچاره را مفسدفی الارض شناخته و دستور مصادره اموالش صادر شد!

Read more

آیا ملی شدن نفت ایده امریکا بود؟

کتابی را می خوانم که نویسنده اش روزنامه نگاری است که خود در سالهای ۱۳۲۰ از نزدیک شاهد وقایع بوده و با بسیاری از افراد مشهور آن دوره  از جمله مصدق و اعضای جبهه ملی معاشرت داشته است. نام این

Read more

وضع شهرهای خوزستان در اواخر دوره قاجار

خانه ها و کوچه های شوشتر هم مثل دزفول مخروبه بود. در شوشتر در امتداد رود بزرگ شهر جایگاههای ویژه مانند یک حمام دیده می شد. این جایگاهها در دل صخره های کوه کنده شده بود و از سقف سنگی هریک از آنها یک شکاف کوچک مانند آبشار آب فرو میریخت. در روزهای گرم تابستان بیشتر خانواده ها در این جایگاهها دوش میگرفتند و خودشان را خنک میکردند.

سطح کوچه  های شوشتر مانند دزفول کثیف و آلوده بود و بدتر و زننده تر و غیر بهداشتی انکه توالت خانه ها در بالای پشت بامها بود و کثافات از مجرای مخصوص به میان کوچه سرازیر میشد و بوی عفونت و کثافت فضا را میگرفت.

در دزفول هم وضع دستشویی ها همینگونه بود و مردم به آن بوی گند عادت کرده بودند.

Read more