ماجرای تاریخی « الله داد »
از صفحه فیسبوک شیخانی:
در دوره قاجاریه -همچون دوره صفویه-تعصب مذهبی بار دیگر شدت گرفت و خوار شمردن و پایمال کردن حقوق اقلیت های مذهبی از جمله زرتشتیان و یهودیان و ارامنه بجایی رسید که به کشتار ها و غارت اموال آنها انجامید .
گاهی بروز یک شایعه کافی بود تا مردمان نادان به محله های اقلیت های مذهبی مخصوصا یهودیان یورش بیاورند و به کشتار و چپاول و غارت بپردازند .
در جامعه خرافات زده ایران در قرن نوزدهم که انحطاط مادی و معنوی ابعاد کم سابقه ای یافته بود ، شماری از آیت الله ها و رهبران مذهبی جامعه بجای آرام کردن احساسات بر انگیخته مردم نادان ، به رفتار تعصب آلوده و متجاوزانه عوام رنگ حق به جانب مذهبی میدادند و به آن دامن میزدند .
در واقعه « الله داد » جامعه یهودیان شهر مشهد در سال ۱۸۳۹ میلادی زیر فشار و تهدید مراجع شیعی بصورت دستجمعی مسلمان شدند .
بر پایه روایات شفاهی و باورهای تاریخی رایج در میان یهودیان مشهد در قرن نوزدهم میلادی، آنها ورود اجداد خود و سکونت شان در مشهد رابه دوران پادشاهی نادر شاه افشار میدانند .در چارچوب سیاست های نادر شاه بود که چهل خانوار یهودی، بر خلاف خواست شان ؛ از قزوین و از شهرهای شمال ایران به کوچ اجباری به خراسان کشانده شدند . این سفر اجباری که چندین سال به درازا کشید زیر نظارت سربازان و به زور اسلحه صورت گرفت .
این خانواده های یهودی در ورود به مشهد با رفتار خصمانه اهالی شهر روبرو شدند ولی سرانحام موفق شدند منطقه ای را در نزدیکی حصار و دروازه شهر که بنام محله عیدگاه معروف بود از زرتشتیانی که خود به سبب آزار و فشار مردم مشهد این شهر را ترک میکردند خریداری کنند و در آنجا ساکن شوند .
در سال پنجم سلطنت محمد شاه قاجار و در دوره صدارت حاجی میرزا آغاسی،در روز یازدهم ذی الحجه ۱۲۵۵ هجری قمری که مصادف با عید قربان بود شماری از ساکنان شهر مشهد ناگهان به محله عیدگاه یهودیان هجوم بردند و به قتل و غارت پرداختند .این هجوم و تعرض که چند ساعت ادامه داشت به کشته شدن سی و هشت نفر و زخمی شدن صدها نفر انجامید .
یک کشیش انگلیسی بنام دکتر ژوزف ولف که دو بار – یک بار پیش و یک بار پس از این واقعه – به مشهد سفر کرده و با یهودیان محله عیدگاه آشنا بود ، شرح ماجرا را چنین نوشته است :
زن یهودی فقیری از محله عیدگاه از زخم دست رنج می برد ، پزشک مسلمان شهر به رسم روز تجویز کرد که سگی را بکشد و دست خود را در خون گرم حیوان شستشو بدهد !
زن نیز چنین کرد ،ناگهان مردمان با این ادعا که کار زن به قصد تمسخر و اهانت به پیغمبر اسلام بوده است دست به بلوا زدند.
در دقایقی ۳۵ یهودی کشته شدند و بازماندگان وحشت زده جملگی اسلام آوردند .
لرد کورزون در کتاب خود واقعه الله داد را اینگونه تحلیل میکند :
قضا را این حادثه در همان روزی رخ داد که مسلمانان در حال برگزاری جشن عید قربان بودند .
لاشه پرتاب شده سگ بر سر گذر ، غضب مسلمانان مشهد و سایر شیعیان را که از نقاط دیگر برای مراسم آنروز به این شهر آمده بودند بر انگیخت و آنها را به هجوم بطرف ساکنان بی خبر و بی دفاع محله یهودیان وا داشت .
متجاوزان آنگاه بطرف خانه ها و محل کسب و کار یهودیان سرازیر شدند و به شکستن و غارت اثاثیه و زخمی کردن و کتک زدن اهالی محله و ربودن تعدادی از دختران جوان دست زدند .
ظاهرا این دختران همگی به خانه امام جمعه برده میشوند و او از میان آنها دو نفر را انتخاب میکند و به عقد خود در میآورد !!
( برای آگاهی بیشتر از این رویداد می توانید به کتاب تاریخ یهودیان مشهد نوشته یعقوب دیلمانیان که بسال ۱۹۹۹ در نیویورک به چاپ رسیده مراجعه بفرمایید )
آقای امام جمعه -حاج سید عسکری- به یهودیان اعلام میکند که تنها راه فروکش کردن غضب مردم و راه نجات آنها پذیرفتن دین اسلام است و بس.
بدین ترتیب بفاصله چند ساعت هفت نفر از بزرگان جامعه یهودیان نظر به خیر و صلاح طایفه خود و برای جلوگیری از قتل و غارت بیشتر مصلحت دیدند که اسلام را قبول کنند و از روی پشت بام رضایت خود را به اطلاع مردم رسانیده نزد امام جمعه رفتند.
آقای امام جمعه کلمات شهادت رابر دهان آنها جاری میکند و برای هر یک نامی اسلامی بر میگزیند. آنگاه قرار بر این میشودکه دیگر اعضای جامعه یهودیان نیز نزد او بروند و اسلام بیاورند .
آقای امام جمعه این موفقیت رابه حاضران تبریک میگوید و آن روز را روز « الله داد » مینامد و اسلام آوردگان را جدید الاسلام می خواند .
بدین ترتیب ظرف چند روز جامعه یهودیان که به حدود دوهزار و چهارصد نفر میرسید موجودیت رسمی خود را ازدست داد .
منبع: تحقیقات خانم ژاله پیر نظر استاد ادبیات معاصر در دانشگاه برکلی


آنوسی یا آنوسیم، (به عبری: אנוסים)، در عبری جمع «آنوس» (عبری:אָנוּס) یا به صورت مونث آنوسه (عبری: אָנוּסָה) و به معنی «مجبور شدگان» است. در شرع یهودی (هلاخا)، کلمهای حقوقی است که به یهودیانی که مجبور به ترک غیر اختیاری آئین یهودیت شدهاند ولی همهٔ تلاش خود را میکنند تا در شرایط اجبار به آیین یهودی خود پایبند باشند، اطلاق میشود. این واژه از اصطلاح عوره بانس ( עבירה באונס) در تلمود به معنی “گناه اجباری” گرفته شدهاست. آنوسیم در تضاد با مشومد (عبری: מְשֻׁמָּד) به معنی فردی که با اختیار خود یهودیت را ترک کردهاست میباشد.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C
یهودیان مشهد آندسته از یهودیانی هستند که در شهر مشهد زندگی میکردند و در سال ۱۸۳۹ میلادی پس از واقعه اللهداد[۱] مجبور به پذیرش دین اسلام شدند ولی در باطن و مخفیانه پیرو همان دین قبلی بودند. این دسته از یهودیان را جدید الاسلام مینامیدند ولی در میان خود به آنوسی مشهور بودند. بعد از تشکیل کشور اسرائیل و در دوره پهلوی آنان به این کشور مهاجرت کردند. جرزالم پست تعداد این یهودیان را در این کشور ۱۵ هزار نفر عنوان کرد.[۲][۳][۴]
یکی از این یهودیا زندگی دوگانهشان را اینگونه شرح میدهد:[نیازمند منبع] «به هر نوزاد از همان سالهای اول تولد چنین تفهیم میشد که در یک وضع بحران استثنایی قرار دارد و باید یک زندگی دوگانه داشته باشد. به ما گفته میشد در مقابل غیریهودیها نباید اصلاً از رویه زندگی داخلی خود صحبت کنیم… این رازداری مطلق از روزی که بچهها عقل رس میشوند طبیعت دومشان گردید. به این ترتیب همه یهودیان جدیدالاسلام دو نام داشتند: مثلاً اسم مسلمانی پدربزرگ من شیخ ابوالقاسم بود و اسم عبری اش بنیامین. اسم مسلمانی پدر من ابراهیم و اسم عبری اش آبراهام بود. مرا در خارج خانه موسی صدا میکردند و اسم داخل خانه من موشه بود. در دوران زندگی پدرم بسیاری از یهودیان، اسامی غلیظ مسلمانی داشتند.»
https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF
نام کتاب : دو قرن مقاومت (تاریخ یهودیان مشهد)
تألیف : شلومو کابلی
ناشر: کمیته میراث و تاریخ جامعه مشهدی
سال انتشار: 2004 نیویورک
تعداد صفحات: 700 صفحه
موضوع: تاریخی
تاریخ هر ملتی سند حیات و مدرک بقاء آن قوم است و تاریخچه یک جامعه مُعرف اصالت و شاهد چگونگی دوام و ویژگی های آن جماعت می باشد. درج کتاب تاریخ ضمن بازگویی گذشته ها، می تواند کتاب تجربه برای آینده و آیندگان باشد. و نقل تاریخچه جامعه ی ما حکایتی است شگفت انگیز و رویدادی کم نظیر که خواننده یا شنونده آن را، زمانی متأثر ساخته و گاهی به حیرت وا می دارد. داستان جامعه ای کوچک ولی با هدفی بزرگ و روحی پاک، حکایت زنان و مردانی با ایمان که حاضر نبودند از میراث مقدس خود دست بکشند و به خوبی واقف بودند که همچون ماهیان که حیاتشان به بودن در آب بستگی دارد، بقاءشان به راه تورا و حفظ سُنن وابسته است. پس کمر همت بستند تا به هر بهایی اعتقادات خود را به یهود یت پایدارتر سازند. دشواری ها را به جان خریدند و از یک آزمایش بزرگ و سرنوشت ساز سربلند بیرون آمدند. و امروز تنی چند از فرزندان همان قهرمانان، مختصری از فداکاری ها و وفاداری آنها را به ریشه مذهبی شان به روی کاغذ آورده و به صورت این کتابی که در دست شما می باشد به رشته تحریر در آورده اند.
باشد که خواندن این کتاب راهنمای خوبی برای زنان، مردان و بخصوص نسل جوان ما که سازندگان فردای جامعه هستند بوده و هدایت گر کسانی که در راه خدمات جامعه قدم بر می دارند، باشد. امیدواریم که خداوند متعال نگهدار فرد فرد جامعه محترم بوده و ما را مدد بفرماید تا میراثی را که پدران و مادرانمان به ما تحویل داده اند به درستی حفاظت نموده و با امانت به آیندگان منتقل کنیم.
جلد اول تاریخ یهودیان مشهد به نام دو قرن مقاومت شامل تاریخ عمومی قوم یهود-مهاجرت اعقاب یهودیان مشهد از اورشلیم به بابل و یمن و عرب…………………….
http://7dorim.com/books/moghavemat.asp
اطلاعات خیلی جالبی بود
ممنون