- نظام : واکنشهای حیوانی و غیرعمدی انسانی» دلیل کشته شدن افراد در مراسم تشییع جنازه قاسم سلیمانی
- رمز موفقیت برای سقوط جمهوری اسلامی جدا کردن راه خود از چهره های سیاسی مطرح است
5 thoughts on “ترس کاربران ایرانی در فضای مجازی از چیست؟”
دیدگاهها بسته شدهاند.


در اصل همین است که شما گفتید، هر چند در این مورد هم (مانند موارد دیگر) آدمها معمولا با نصیحت از منافعشان (که غالبا همان را هم اشتباه تشخیص میدهند) صرف نظر نمیکنند. طنز قضیه اینجاست که آنهایی که گوش شنوا دارند نیاز چندانی به نصیحت ندارند.
اینجا «اوضاع و احوال» به کمک ما میآیند: هم از طرف ج.ا. و هم از طرف حریفان خارجی اش مشکلاتی ایجاد خواهند شد که ایرانیان را مجبور به انتخاب خواهند کرد. «خوشبختانه» رژیم هم به نفع ما براندازان کار میکند (بهتر است بگویم راه دیگری برایش نمیماند).
یک مورد را اشاره کنم که بیشتر از میلیونها ساعت کار اقناعی اهداف ما را تامین میکند: رژیم ماهیتا مفتخور و باجگیر در شرایط عسرت به دنباله گسترش پایه های مالیاتی میرود و من جمله برای همه ایرانیان پرونده مالیاتی تشکیل میدهد. چون در شرایط فعلی تقریبا برای هیچ ایرانی مقیم خارج صرف نمیکند که در ایران پرونده جامع مالیاتی داشته باشد آنها هم بالاخره دندان طمع را از «فرصتها» در ایران میکشند و روابطشان با ایران را خاتمه میدهند.
دو ترس بین ایرانیان مقیم خارج وجود داره:
۱- پاسدار یا بسیجی رژیم که به صورت پناهنده، سرمایه گذار یا حتی کارگر ماهر اومده اونجا دم خونه ات ظاهر بشه و با چاقو یا هفت تیر خودت و خانواده ات را بکشه.
همه ایرانی های دو تابعی می دونند تابعیت دوم رو کاغذ مثل تابعیت اصلیه ولی در عمل یکی نیستند. مطمئنا پلیس پرونده مقتولی را که اسمش ایرانیه و رشوه رژیم هم بدون توقف دائم داره می رسه را مثل یک بلوند چشم آبی پیگیری نمی کنه.
به عبارت دیگر ایرانی های مقیم خارج از ایرانی های داخل وضعشون بهتره ولی جفتشون ملتی بی صاحبند.
۲- رژیم از روی مخالفان مقیم خارج خانواده های آنها را در داخل شناسایی کنه و با شکنجه ها و قتل های فجیع از آنها زهره چشم بگیره و بقیه را بترسونه.
کافی است که رژیم ۲ یا ۳ خانواده را مثله کنه و عکسهای آن را پخش کنه، بقیه همه غلاف می کنند و ساکت می شوند. این رژیم در جنایت حد و مرز نداره. فاجعه هواپیما که از این صد برابر بدتر بود.
ما می خواهیم با دمکراسی، منطق و عقل با مشتی جانور وحشی و آدم خور بجنگیم و جنگ را هم ببریم! این امکان پذیر نیست یعنی شانس موفقیتش حتی ۱ % هم نیست. برای همین هم هست تا شلوغ می شه یک دفعه کلی سوپر دمکراتهای نصیحت کننده از تو قبر در می آیند و همه جا جار می زنند اعتراضات نباید با خشونت همراه باشه چون اعتراضات بدون خشونت با خشن ترین سرکوب گر در دنیا فقط و فقط یک نتیجه می تونه داشته باشه، شکست قطعی اعتراضات.
اگر مردم اول اتحاد، دوم تظاهرات پیوسته همراه با اعتصابات و سوم آماده شدن برای ضربه مسلحانه در آخر آماده شدند این رژیم ممکنه تکون بخوره ولی در غیر این صورت محکم سرجاش نشسته حتی اگر مردم از قحطی و فقر تو کوچه و خیابون از گرسنگی بمیرند.
ملای عزیز، اول به اشتباه فکر کردم این مستند هم یکی از مستند های تلویزیون من و توست و کمی وقت صرف شد تا آنرا بالاخره در یوتیوب پیدا کردم و بلافاصله با دیدن اسم بی بی سی به عنوان تهیه کننده متوجه ماجرا شدم..
آب تطهیر ریختن روی مامور یا خائن یا جاسوس هائی با نقش های کلیدی در تاریخ سیاسی معاصر، کار روزمره بنگاه «دخل و تصرف در واقعیت» بی بی سی ست چه رسد به آنکه قطب زاده هر سه آنها بود.
شجاعت و جسارتی که ماموران سازمان های مخفی از خود نشان می دهند بخشی از مختصات کاری آنها می باشد که نه قابل الگوبرداری ست و نه ارزش فی النفسه دارد. حمایت و پشتیبانی مالی و دولتی همان سازمان ها با آدمهای کلیدی که نقش هماهنگ کننده را دارند نیز به او و امثال او این امکان را می دهد که آزادانه سناریوی متعهد شده را در هر فضائی اجرا کنند.
به نظر من قطب زاده برای به انجام رساندن این ماموریت پیچیده بیش از آنکه حیطه مسئولیت و ماموریت کاری او اجازه میداد، از نفوذ بر نیروهای مختلف برخوردار بود به همین جهت از طرف همان سازمان های مخفی دستور حذف داده شد. اما از آنجا که هر اتهام دیگری کل مهره ها را می توانست زیر سوال ببرد، به اتهام براندازی اعدام شد.
و یک چیز دیگه.. امروز که خبر از دادگاه روح الله زم آمد کاملا مشخص شد هدف بی بی سی از پخش این مستند چه بوده: آماده سازی اذهان عمومی برای حکم اعدام یک خودی دیگر به جرم براندازی.
و اما در مورد سوال شما در مورد خودم باید بگم بیست ساله که از کشور خارج شدم و حتی پاسپورت ایرانی ندارم چه برسه به رفت و آمد به ایران.. مادرم هم رفت و داغ دیدنش به دلم ماند.. و کلی فجایع دیگر..
در شهری که من زندگی میکنم متاسفانه کسی رو با گرایشات فکری خودم نمی شناسم. چپ گرا و اصلاح طلب و مجاهدین و هواداران قاسم سلیمانی فراوانند و مسجدها در جمعه ها انباشته از آنها.. تظاهراتی هم که اینجا برگزار میشه از هر جناحی که باشه با شرکت پناهندگان افغانی و ایرانی است که اقامت نگرفته اند و با فعالیت سیاسی به منظور گرفتن اقامت شرکت می کنن. بعضی گروه ها حتی بهشون ناهار و شام و هتل هم میدن. نه تظاهرات جدی ست و نه تظاهرکنندگان.. منم خیلی دلم میخواد کاری بکنم اما نمیدونم چه جوری.
حقیقتا در مورد قطب زاده تا قبل از دیدن مستندش در بی بی سی هیچی نمیدونستم.
با دیدن اولین قسمت تنها چیزی که در مورد ایشون میتونم بگم اینه: یک انقلابی عمل گرا.
به نظرتون در چهره های مطرح کنونی کسی هست که چنین روحیه ای داشته باشه و بتونه این نقش رو بازی کنه؟